تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
به يارى خدا حاصل مىشود تا دين او را مستقر سازند و در جهان انتشار دهند . خداى تعالى ميفرمايد : « اگر همهء آنچه را كه در روى زمين است صرف ميكردى ميان دلهاى ايشان الفت نمىافكندى » [ 1 ] . و سر آن اينست كه هر گاه دلهاى مردم بخواهشهاى باطل گرايند و به دنيا شيفته شوند ، همچشمى روى ميدهد و باختلاف و كشمكش منجر ميگردد ، ولى اگر مردم به حق و راستى گرايند و دنيا و باطل را فرو گذارند و بايزد روى آورند در هدف و راهى كه برگزيده‌اند متحد ميشوند و در نتيجه همچشمى و كشمكش از ميان آنان رخت بر مىبندد و نزاع و اختلاف كمتر روى مىدهد و همكارى و تعاون نيكو حاصل مىشود و دايرهء وحدت كلمه و يكزبانى آنان در راه هدف مشترك توسعه مىيابد و آنگاه دولت رو بعظمت و وسعت ميرود چنان كه در آينده اين موضوع را آشكار خواهيم ساخت [ ان شاء الله سبحانه و تعالى ] [ 2 ] ، ( و كاميابى به اوست جز او پروردگارى نيست ) [ 3 ] .

فصل پنجم در اينكه دعوت دينى نيروى اساسى ديگرى بر نيروى عصبيتى مىافزايد كه از مايه‌ها و بسيج‌هاى تشكيل دولت بشمار مىرفت

زيرا چنان كه در فصل پيش ياد كرديم آيين دينى همچشمى و حسد بردن به يكديگر را كه در ميان خداوندان عصبيت يافت مىشود زايل مىكند و وجهه [ 4 ] را تنها بسوى حق و راستى متوجه ميسازد . از اين رو هر گاه چنين گروهى در كار خويش بينايى حاصل كنند هيچ نيرويى در برابر آنان ياراى مقاومت نخواهد داشت چه وجههء آنان يكيست و مطلوب در نزد همه آنان وسيع و بلند است و چنان بدان دلبسته‌اند كه حاضرند در راه آن جان سپارى كنند . و خداوندان كشورى كه اينان دولت آنها را مطالبه ميكنند هر چند از لحاظ عدد چندين برابر آن قوم باشند چون مقاصد متباين باطلى دارند و از مرگ مىهراسند شكست و خذلان ايشان مسلم است
هامش
[ 1 - ) ] لَوْ أَنْفَقْتَ ما في الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ 8 : 63 . سوره الانفال ، آيهء 63 . [ 2 - ) ] در ( ينى ) نيست . [ 3 - ) ] در چاپ پاريس نيست . [ 4 - ) ] از ( ينى )