چگونگى آغاز كار را از ياد مىبرند و آيين رياست براى خداوند آن دستهء مخصوص ( طبقهء فرمانروا ) استحكام مىپذيرد و خوى و روش فرمانبرى و سر فرود آوردن در برابر ايشان در عقايد عمومى رسوخ مىيابد و مردم بخاطر فرمانروايى ايشان بپيكارها دست مىيازند همچنانكه در راه پيشرفت عقايد دينى بجنگها و نبردها بر ميخيزند و ازينرو درين هنگام در كار فرمانروائى خويش به تبار و گروه بزرگى نيازمند نيستند ، بلكه حاكميت آنان چنان استوار مىشود كه گوئى فرمانبرى از ايشان بر طبق كتابى آسمانيست كه تغيير ناپذير مىباشد و به خلاف آن هيچكس آگاهى ندارد .
و براى همين هدف در پايان علم كلام كه از عقايد دينى گفتگو مىكند ببحث در امامت ميپردازند چنان كه گوئى امامت هم يكى از فصول و مباحث آن بشمار ميرود [ 1 ] .
و در اين مرحلهء سلطنت پشت گرمى و اتكاى سلطان يا به موالى و پرورش يافتگان خانه زادى است كه در پرتو عصبيت و ارجمندى [ 2 ] تربيت شدهاند و يا بدستهها و گروههايى اتكا مىكند كه به خاندان آنان منسوب نيستند ولى در زمرهء گروههايى بشمار ميروند كه تحت ولايت ايشان هستند و نظير اين وضع را در خاندان عباسيان ميتوانيم مشاهده كنيم . زيرا در روزگار دولت معتصم [ 3 ] و پسرش الواثق عصبيت عرب فاسد شده بود و از آن پس اتكاى ايشان بموالى ايرانى و ترك و ديلم و سلجوقى و جز آنان بود . آنگاه ايرانيان و حاكمان نواحى بر سرزمينهايى كه حكومت ميكردند باستقلال غلبه و تسلط يافتند و قدرت و نفوذ دولت عرب را از آن سرزمينها و نواحى بر انداختند و ديگر آن سرزمينها از متصرفات و نواحى بغداد بشمار نميرفت تا اينكه ديلمان [ 4 ] ببغداد لشكر كشيدند و آن شهر را به تصرف خويش در آوردند و در فرمانروايى
هامش
[ 1 - ) ] در مذهب شيعه براستى هم امامت از مباحث اعتقادى و اصل پنجم از اصول دين است و مؤلف بر حسب مذهب سنت كه امامت را از اصول دين نمىشمرند بدين گونه تعبير كرده است .
[ 2 - ) ] در « ينى » ( فى ظل العصبية و عزها ) است ولى در چاپهاى مصر و بيروت بغلط « و غيرها »
[ 3 - ) ] معتصم باللّه هشتمين خليفهء عباسى كه از سال 218 هجرى تا سال 227 خلافت كرده است . واثق باللّه نهمين خليفهء عباسى كه از سال 227 تا سال 232 هجرى خليفه بوده است .
[ 4 - ) ] مقصود آل بويهاند كه بر عراق عرب نيز تسلط يافتند و خليفهء عباسى را باطاعت خويش در آوردند و خليفه بتملق پرداخت و به سه برادر يعنى على و حسن و احمد هر يك به ترتيب القاب عماد الدوله و ركن الدوله و معز الدوله را اعطا كرد . و معز الدوله كسى بود كه بر خوزستان و عراق عرب حكومت ميكرد .