همچشمى در رياست از دشوارترين كارهاست ، از اين رو كمتر تمايلات ايشان در پيرامون يك امر هماهنگ و متحد مىشود . ليكن هنگامى كه از راه پيامبرى يا ولايت بكيشى گرايند آن وقت حاكم و رادع آنان از نفوس خودشان بر ميخيزد و خوى خود خواهى و همچشمى از ميان آنان رخت بر مىبندد و در نتيجه انقياد و اجتماع ايشان آسان مىشود ، چه دين در دل همهء آنان جايگزين مىشود و خويهاى تكبر و رشك و همچشمى را از ميان ميبرد و مطيع كردن و گرد آوردن ايشان را آسان مىكند .
از اين رو هر گاه در ميان ايشان پيامبر يا ولى و خليفهاى پديد آيد آنان را بانجام دادن فرمان خدا بر مىانگيزد و خويهاى نكوهيده را از ميان آنان ميزدايد و ايشان را بفراگرفتن - صفات نيكو وا ميدارد و آنگاه همهء ايشان براى آشكار ساختن حق همدل و همرأى ميشوند و اجتماع آنان كمال مىپذيرد و جهانگشايى و غلبه و كشور دارى براى ايشان حاصل مىشود . با همهء اينها تازيان زودتر از همهء مردم حق و راستى را مىپذيرند و چون طبايع ايشان از ملكات كژى و ناراستى سالم و از خويهاى ناپسند و نكوهيده دور است ، و بجز برخى از خويهاى وحشيگرى كه چندان گمراه كننده نيست [ 1 ] . و براى پذيرش نيكى آماده ميباشند صفات بد ديگرى در آنها يافت نميشود ، از اين رو كه آنان بر همان فطرت نخستين خويش پايدارند و از سرشتى كه سبب نقش بستن عادات زشت و ملكات ناپسند در انسان ميگردد دور ميباشند ، زيرا چنان كه در حديث آمده و در پيش نيز يادآور شديم : « هر مولودى بر فطرت بجهان ميآيد » [ 2 ] .
فصل بيست و هشتم در اينكه تازيان نسبت به همهء ملتها از سياست كشوردارى دورترند
چه ايشان بيش از همهء ملتها بباديهنشينى متصفند و در دورترين دشتهاى خشك رفت و آمد ميكنند و بىنيازترين اقوام از نيازمنديهاى جلگهنشينها ( مانند
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » بجاى : قريب المعاناة ( در چاپهاى مصر و بيروت ) قريب المعاياة است .
[ 2 - ) ] كل مولود يولد على الفطرة .