عبد الملك آمده بود ، هنگامى كه عبد الملك دربارهء طرز رفتار حجاج از وى پرسيد مرد عرب گفت : او را ترك گفتم در حالى كه خودش تنها ستمگرى مىكرد و منظور عرب ستايش حجاج از حيث حسن سياست و عمران بود .
و اگر از آغاز خلقت بكشورهايى بنگريم كه تازيان آنها را با جهانگشايى و زور متصرف شدهاند ، خواهيم ديد چگونه عمران و تمدن از آن ممالك رخت بر بسته و سرزمينهاى آباد و مسكون آنها ويران و خالى از جمعيت شده است چنان كه گويى آن ممالك به كلى دگرگون گرديده است .
از آن جمله يمن مركز سكونت تازيان به كلى ويرانه است و بجز در يكى دو ناحيهء آن اثرى از عمران باقى نمانده است . همچنين كليهء عمران و تمدن عراق عرب را كه ايرانيان بوجود آورده بودند تازيان از ميان بردهاند و بناحيهء بايرى مبدل شده است و شام نيز تا اين روزگار به همين سرنوشت گرفتار است .
و آغاز قرن پنجم كه قبايل بنى هلال و بنى سليم بسوى افريقيه و مغرب شتافتند و مدت سيصد و پنجاه سال در آن نواحى سكونت گزيدند و بزندگى خود ادامه دادند سرتاسر آن كشورها بىرونق و ويران شده است ، در صورتى كه پيش از مهاجرت آنان كليهء سرزمينهاى ميان سودان و درياى روم آبادان بوده است چنان كه آثار عمران و تمدن پيشين آنان مانند نشانههاى ميان جادهها و نمونههاى باقيماندهء ابنيهء ويران شده و ديگر علائم و آثار قريهها و دهكدهها گواه بر عمران و تمدن آن نواحى است و خدا وارث زمين و ساكنان آنست و او بهترين وارثان مىباشد [ 1 ] .
فصل بيست و هفتم در اينكه پادشاهى و كشوردارى براى تازيان حاصل نميشود مگر بشيوهء دينى از قبيل پيامبرى يا ولايت يا بطور كلى بوسيلهء آثار بزرگ دينى
زيرا چون اين قوم بر خوى وحشيگرى هستند رام شدن و انقياد گروهى از آنان نسبت بدستهء ديگر به علت درشتخويى و گردن فرازى و فزونجويى و رقابت و
هامش
[ 1 - ) ] و الله يرث الارض و من عليها و هو خير الوارثين . اشاره بآيهء 41 سورهء مريم و آيهء 89 سورهء الانبياء .