تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
عادت گرفته‌اند ، و بىآنكه آهنگ غلبه و جهانگيرى داشته باشند يا به كارهاى پرمخاطره‌اى دست يازند به آنچه دسترسى پيدا كنند آن را بغارت مىبرند و به بيابانهاى خشكى كه جايگاه‌هاى چادرنشينى آنهاست ميگريزند . همچنين آنها بلشكركشى و جنگ اقدام نميورزند مگر هنگامى كه ناچار شوند از خود دفاع كنند چنان كه هر دژ تسخير ناپذيرى را كه مانع آنان باشد رها مىكنند و به تسخير ده‌هايى مىپردازند كه استحكامى ندارند . و با كارهاى دشوار روبرو نميشوند و اقوام و قبايلى كه در مناطق كوهستانى بسر مىبرند و رفتن باديه‌نشينان عرب بمساكن آنان دشوار است از دستبرد خرابكارى و غارت اعراب باديه‌نشين در امان‌اند زيرا ايشان از كوهها و ارتفاعات بالا نميروند و به كارهاى پر مشقت و دشوار اقدام نميكنند و با مخاطرات روبرو نميشوند . ولى هر وقت كشورها و شهرهايى را كه در جلگه‌ها و دشتهاى هموار واقع است بسبب ضعف دولت آن بىلشكر و نگهبانان بينند بدان سوى ميتازند و بغارتگرى ميپردازند . چنين جايگاه‌هايى بهترين طعمهء آنان بشمار ميرود و بسبب سهولت تهاجم دمبدم بدان سوى تاخت و تاز ميكنند و بتاراج و غارت اهالى آن دست مييازند تا آنكه مردم آن كشور به كلى محكوم و اسير آنها ميشوند . آنگاه در آن سرزمين در نتيجهء دخالتهاى قوم مهاجم امور فرمانروايى دمبدم تغيير مىپذيرد و دست بدست ميگردد و به وضع سياست آنان انحراف راه مىيابد تا سرانجام تمدن و عمران ايشان منقرض ميگردد . و خدا بر خلق خويش تواناست و او يگانه غلبه يابنده است ( و جز او پروردگارى نيست ) [ 1 ] .

فصل بيست و ششم در اينكه هر گاه قوم عرب بر كشورهايى دست يابد بسرعت آن ممالك رو بويرانى ميروند

زيرا تازيان ملتى وحشىاند و عادات و موجبات وحشيگرى چنان در ميان آنان استوار است كه همچون خوى و سرشت ايشان شده است . و اين خوى براى
هامش
[ 1 - ) ] قسمت داخل پرانتز در چاپ پاريس و « ينى » نيست .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 285 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى