تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
كرده بودند و چون در روزگار عرب نيروهاى لشكرى آنان شكست يافت از ايشان گروه بسيار عظيمى باقى ماند چنان كه گويند سعد ( ابن ابى وقاص ) شمارهء مردم آن سوى مداين را بدست آورد جمعيت مزبور صد و سى و هفت هزار تن بوده‌اند كه سى و هفت هزار تن آنان از رؤساى خانواده‌ها بشمار ميرفته‌اند ، ولى همين كه آن كشور در تصرف عرب و چنگال قهر و غلبه واقع شد پس از اندك زمانى منقرض شدند و چنان هلاك گرديدند كه گويى بوجود نيامده بودند [ 1 ] . و نبايد گمان كرد كه اين وضع معلول رسيدن ستمگرى يا تجاوز عمومى به آنان بوده است زيرا فرمانروايى اسلام از لحاظ عدالت داراى خصوصياتى است كه بر همه معلوم است ، بلكه اين حالت يك نوع طبيعت و سرشت در انسان است كه چون كاخ فرمانروايى او بدست بيگانه واژگون گردد و بازيچهء دست ديگران شود بچنين سرنوشتى گرفتار مىگردد . و به همين سبب ملتهاى سياه پوست به رقيت و بندگى تن در ميدهند زيرا طبيعت انسانى آنان داراى نقصان است و چنان كه گفتيم بحيوانات بىزبان نزديكتراند . يا برخى از اقوام بطمع كسب جاه و مقام يا ثروت و ارجمندى طوق بندگى ديگران را بر گردن مىنهند مانند تركان در مشرق ( خدمتگزاران بنى عباس و فاطميه ) و كفار [ 2 ] جلالقه و فرنگيان اندلس كه بدين شيوه دست يازيده‌اند . چه عادت بر اين جاريست كه اقوام مزبور به كارهاى دولتى اختصاص مىيابند و از رقيت و بندگى ابا ندارند چه اميدوارند از اين راه به جاه و پايگاه برسند و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و كاميابى بدوست .

فصل بيست و پنجم در اينكه قوم عرب تنها بر سرزمينهاى هموار و جلگه‌هاى غير كوهستانى دست مييابد

زيرا اين قوم بر حسب طبيعت وحشيگرى كه دارند بغارتگرى و خرابكارى
هامش
[ 1 - ) ] خوشبختانه خداى ايران همواره نگهبان ميهن ماست و با آن همه صدمات تاريخى ايران هنوز هم زنده و جاويدانست . [ 2 - ) ] علوج ( ب ) و ( ا ) و ( ك ) . معلوجاء ( پ ) . در اقرب الموارد آرد : علج ( بكسر ) الرجل القوى الضخيم من كفار العجم و بعض العرب يطلق العلج على الكافر مطلقا ، ج : علوج و اسم الجمع معلوجاء .