تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
يافته پيدا مىشود ، زيرا تفاوت عصبيت‌هاى ديگر بر حسب دورى يا نزديكى آنها به خاندانى است كه دولت در آن پديد آمده است مگر اينكه در جهان تغييرات بزرگى روى دهد از قبيل تحول و انتقال كلى ملتى يا از ميان رفتن تمدن و عمرانى يا آنچه خداى از قدرت خويش اراده كند . آن وقت امر پادشاهى از آن نژاد به نژادى منتقل ميگردد كه خداوند بوسيلهء اين تبديل و تحول قيام آن نژاد را اعلام ميفرمايد چنان كه براى مضر چنين پيش آمدى بوقوع پيوست كه بر ملتها و دولتها غلبه يافتند و فرمانروايى را از كف جهانيان باز گرفتند پس از آنكه قرنها آن قوم خود محروم و منكوب بودند .

فصل بيست و سوم در اينكه قوم مغلوب همواره شيفتهء تقليد از شعاير و آداب و طرز لباس و مذهب و ديگر عادات و رسوم ملت غالب است

زيرا در نهاد انسان همواره اعتقاد بكمال و برترى قوم پيروزى كه ملت شكست خورده را مسخر خود ميسازد حاصل مىشود ، و منشأ اين اعتقاد يا رسوخ بزرگ داشت و احترام قوم غالب در نهاد ملت مغلوب است و يا بدان سبب است كه ملت مغلوب در فرمانبرى خود از قوم پيروز دچار اشتباه مىشود و بجاى آنكه اين اطاعت را معلول غلبهء طبيعى آن قوم بداند آن را بكمال و برترى آنان نسبت ميدهد و هر گاه چنين پندار غلطى بقوم مغلوب دست دهد و مدتى بر آن ادامه دهد سرانجام باعتقادى مبدل مىشود [ پس در اكتساب كليهء آداب و شئون قوم غالب ميكوشد و به آنان تشبه ميجويد . و معنى اقتدا و پيروى همين است ] [ 1 ] . يا اينكه منشأ تقليد از قوم فاتح اينست ، و خدا داناتر است ، كه ملت شكست خورده پيروزى غلبه‌جويان را از عصبيت يا قدرت و دلاورى آنان نميداند بلكه گمان مىكند اين غلبه در پرتو عادات و رسوم و شيوه‌هاى زندگى آن قوم حاصل آمده است . و باز هم در موجب غلبه اشتباه مىكند و اين مورد نيز به همان وجه نخستين بر ميگردد . و به علت همين گونه اشتباهات مىبينيم كه قوم مغلوب خواه در نوع لباس و مركوب و سلاح و خواه در
هامش
[ 1 - ) ] اين قسمت در ( ينى ) نيست .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 281 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى