تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
ميتاختند و اين خصوصيت تنها در قوم عرب بود و هم نقابداران مغرب ( مرابطان ) در صدد تشكيل دادن دولت بزرگى بر آمدند . دايرهء تاخت و تاز خود را از چراگاه‌هاى سرزمين خودشان در اقليم اول و نزديكى سودان تا اقليم چهارم و پنجم در ممالك اندلس توسعه دادند و سرتاسر اين نواحى را متصرف شدند . چنين است وضع ملتهاى وحشى و به همين سبب دولت ايشان پهناورتر و دايرهء تاخت و تاز ايشان دور تر از مراكز اصلى آنهاست . و خدا شب و روز را اندازه مىكند [ 1 ] ، و او يگانه غلبه كننده‌اى است [ 2 ] ، نيست شريكى او را [ 3 ] .

فصل بيست و دوم هر گاه پادشاهى از دست بعضى از قبايل ملتى بيرون رود ناچار بقبيلهء ديگرى از همان ملت باز ميگردد و تا هنگامى كه در آن ملت عصبيت باقى باشد سلطنت از كف آنان بيرون نميرود

زيرا پادشاهى و كشوردارى هنگامى براى ملت حاصل مىشود كه در داخل كشور دسته‌اى در پرتو جوش و خروش غلبه و چيرگى ديگران را مطيع خويش سازند و ملتهاى ديگر از خارج بسلطنت ايشان اعتراف كنند . آنگاه بايد از ميان گروه غالب كسانى را براى فرمانروايى و حفظ تاج و تخت برگزينند و پيداست كه همهء افراد ممكن نيست در اين امور شركت جويند زيرا شمارهء آنان به حدى فزون است كه عرصهء كشمكش و رشك و غيرت را بر گروه بسيارى از كسانى كه براى پيروزى يافتن در اين گونه پايگاه رنج و مشقت فراوان ميكشند تنگ مىكند ، پس ناچار گروه معدودى برگزيده ميشوند و پس از آنكه آن گروه امور دولت را قبضه ميكنند در ناز و نعمت فرو ميروند و در درياى تجمل و فراخى زندگى غوطه‌ور ميشوند و ياران و برادران خويش را ببندگى مىگيرند و آنان را در راه خدمات گوناگون دولتى
هامش
[ 1 - ) ] وَ الله يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ 73 : 20 . سورهء المزمل : آيهء 20 . [ 2 - ) ] وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهّارُ 13 : 16 . سورهء الرعد ، آيهء 17 [ 3 - ) ] لا شَرِيكَ لَهُ 6 : 163 . سورة انعام آيهء ، 163 .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 278 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى