نابود مىكنند ولى آنان كه از دخالت كردن در كارهاى دولت بر كنار ميمانند و از بهره بردارى از مزاياى دولتى كه به حكم نسب بايد در آن شركت مىجستند محروم مىشوند و بر همان رسوم محافظت دودمان خويش باقى ميمانند پيرى و فرسودگى به آنان راه نمييابد چه آنان به تجملپرستى و وسايل آن نزديك نشدهاند .
از اين رو هر گاه بسبب گذشت روزگار پيرى و فرسودگى بفرمانروايى گروه نخستين راه يابد و فراخى و رفاه آنان بزوال گرايد آن وقت دولت ايشان متزلزل ميگردد و تيغ برندهء آنان كند مىشود و شادابى غريزهء تجمل خواهى ايشان بپژمردگى ميگرايد و به آخرين مرحلهء طبيعت تمدن انسانى و جهانگيرى و غلبهء سياسى ميرسند و سرانجام طعمهء روزگار ميشوند .
مانند كرم ابريشم كه بگرد خود مىتند و سپس در حال چرخيدن بدور خود در همان جايگاه تنيدنش ميميرد .
در اين هنگام آنان كه بهرهء وافرى از عصبيت دارند و روح جهانگيرى و غلبهء ايشان همچنان در جوش و خروش است فرصت را مغتنم ميشمرند و براى رسيدن بپادشاهى و ملكى كه تاكنون از آن محروم بودند همت ميگمارند و با نيروى قهر و غلبهاى نظير عصبيت دستهء نخستين در آغاز كشور گشايى مدعى سلطنت ميشوند و بىكشمكش و زد و خورد پيروز ميگردند ، چه نيروى غلبهء آنان در نظر دولت فرتوت معلوم مىباشد . از اين رو بر خصم خويش و كشور استيلا مىيابند و پادشاهى به آنان منتقل مىشود . و باز همين وضع سرانجام براى اين گروه در برابر عشايرى از ملت خودشان كه بر كنار ميمانند روى ميدهد و امر پادشاهى همواره در ميان يك ملت بمنزلهء پناهگاهى است كه كشور آنان را حفظ مىكند و اين وضع همچنان ادامه مييابد تا هنگامى كه آتش جوش و خروش عصبيت آنان به كلى خاموش شود يا كليهء عشاير آن ملت منقرض گردند .
و اين سنت خداست در زندگى دنيا و آخرت نزد پروردگارت براى پرهيزگاران [ 1 ] .
هامش
[ 1 - ) ] اشارهء بآيهء : مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ 43 : 35 . سورهء 43 ، آيهء 35 .