تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧

فصل بيست و يكم دربارهء اينكه هر گاه ملتى وحشى باشد كشور او پهناورتر خواهد بود

زيرا چنان كه ياد كرديم اقوام وحشى به علت قدرت در جنگ آورى و خشونت با ملل ديگر در تسخير و بنده ساختن طوايف تواناترند و گذشته ازين با ملتها و اقوام ديگر مانند حيوانات درنده نسبت به ديگر جانوران بىزبان رفتار ميكنند ، مانند عرب و زناته و ديگر اقوامى كه نظير آنانند چون كردها و تركمن‌ها و نقابداران صنهاجه . و نيز اين گونه طوايف وطنى ندارند كه از ناز و نعمت آن برخوردار شوند و منسوب به شهر خاصى نيستند كه بدان دلبسته باشند ، از اين رو همهء نواحى و اقطار گوناگون در نظر ايشان يكسانست به همين سبب بفرمانروايى بر كشورها و شهرهاى نزديك نواحى خود اكتفا نميكنند و در حدود افق خويش متوقف نمىشوند بلكه باقليمهاى دور دست هم ميتازند و بر ملتهاى گوناگون و دور از زادگاه خويش غلبه مىيابند . چنان كه ميتوان درين باره گفتار عمر ، رض ، را گواه شمرد كه ميگويند وقتى مردم با او بيعت كردند و آنان را به تصرف عراق بر مىانگيخت گفت : سرزمين حجاز نبايد خانه و مسكن شما باشد ، در اينجا شما تنها ميتوانيد گياه و خوراك شتران خود را بجوييد و فقط براى اين منظور در اين سرزمين تاب بياوريد . كجا هستند مهاجرانى كه از ميهن خويش كوچ كرده و از وعده‌گاه خداى ( مكه ) دورى گزيده‌اند [ 1 ] ؟ برويد و سرزمين‌هايى را كه خدا در كتاب خود وعده فرمود شما را وارث آن كند بچنگ آوريد ، خدا گفت : تا آن را ( دين حق اسلام ) بر همهء دين‌ها غالب گرداند اگر چه مشركان كراهت دارند [ 2 ] . و اين موضوع را در حالت عربهاى قديم نيز ميتوان در نظر گرفت ، مانند تبابعه و حمير كه چگونه از يمن يك بار به مغرب ميشتافتند و بار ديگر بعراق و هند
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » و ( چاپ ) ( پ ) القراء است و بنابرين عبارت را بر حسب نسخه‌هاى مزبور مىتوان چنين نوشت : كجا هستند عالمان قرآن كه براى رسيدن بوعده خدايى هجرت كنند . [ 2 - ) ] لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ - الْمُشْرِكُونَ 9 : 33 . سورهء التوبه ، آيهء 33