تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
پردازند و آن را از خود دور كنند چگونه مىتوانند بمقاومت يا توسعه‌طلبى برخيزند ؟ [ 1 ] چنين كسانى بسبب خوارى و پستى بفرمانبرى و انقياد تن در ميدهند و چنان كه ياد كرديم خوارى و مذلت خود مانعى در پيش راه آنان مىباشد . و گفتار پيامبر ، ص ، دربارهء كشت و زرع كه در صحيح آمده است از همين مقوله است . چه آن حضرت هنگامى كه گاوآهن را در خانهء برخى از انصار ديده فرمود : اين ابزار بخانهء قومى نرفت مگر آنكه خوارى بدان راه جست . و اين دليل صريحى [ 2 ] است بر اينكه باج موجب ذلت است . گذشته از اين بايد نتايجى را كه از خوارى باج پديد ميآيد نيز بر آن افزود مانند خوى دستان و فريب كه بسبب سلطهء زور و قهر حاصل مىشود [ چنان كه در صحيح آمده است كه پيامبر از باج و خراج به خدا پناه ميبرد و در اين باره از وى سؤال شد فرمود : انسان هنگامى كه بخواهد باج بپردازد سخن مىگويد ولى بدروغ متوسل مىشود و وعده ميدهد ولى بدان وفا نميكند ] [ 3 ] از اين رو هر گاه قبيله‌اى را ببينيم كه بسبب پرداختن باج و خراج دربند خوارى و فرومايگيست نبايد طمع ببنديم كه هرگز و تا سرانجام روزگار چنين قبيله‌اى بپادشاهى برسد . و از اينجا گفتار غلط كسانى كه گمان ميكنند زناتهء مغرب گوسفنددار و چوپان ( شاوية ) بودند و بپادشاهان معاصر خويش باج ميپرداختند آشكار مىشود . و اين پندار چنان كه ديديم غلط فاحشى است ، زيرا اگر چنين امرى درست مىبود پادشاهى آنان صورت نميگرفت و دوام نمىيافت و نمىتوانستند دولتى تشكيل دهند . و در اين باره در گفتهء شهر براز [ 4 ] پادشاه باب ( دربند ) [ 5 ] بعبد الرحمن ربيعة
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » بالمقاومة او المطالبه است بر عكس چاپهاى مصر و بيروت و ( پ ) كه بجاى ( يا ) ( و ) است [ 2 - ) ] در « ينى » صحيحى . [ 3 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت نيست . [ 4 - ) ] جملهء و در اين باره در گفته شهر براز . . . از « ينى » است كه چنين است : ( و انظر فى هذا ما قاله ) بر عكس چاپهاى مصر و جز آن كه چنين است : ( و انظر فيما قاله ) . [ 5 - ) ] مؤلف خود در تاريخ خلافت عمر بفتح باب ( در بند ) اشاره كرده و نام حاكم باب را « شهربار » نوشته است و در معجم البلدان نام وى « شهريار » است . بموجب تاريخ كامل ابن اثير شهر دربند در سال 22 هجرى فتح شده و از نوشته‌هاى ياقوت چنين استنباط مىشود كه اين واقعه بسال 19 هجرى روى داده است و عبد الرحمن بن ربيعة در آن تاريخ فرماندهى مقدمة الجيش سپاهيان اسلام را بر عهده داشته و فرمانده كل سپاهيان مزبور سراقة بن عمر بوده است ( ياد داشت دسلان ، ج 1 ص 268 ) .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 271 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى