حكمت تيه و آن آوارگى عبارت از نابودى و انقراض نسلى بوده است كه در چنگال خوارى و زبونى و زورمندى گرفتار شده و بدان خو گرفته بودند به حدى كه عصبيت آنان تباه و زايل شده بود تا اينكه در اين آوارگى نسل ديگرى پرورش يابد كه ارجمند و توانا بار آيند و بپيروى از فرمانهاى ديگران آشنا نباشند و زور و قهر را نشناسند و خوارى و پستى آنان را افسرده و پژمرده نكند .
و چنين هم شد ، زيرا ( درين مدت عصبيت ديگرى براى ايشان بوجود آمد كه بوسيلهء آن توانايى يافتند بنبرد برخيزند و به توسعهطلبى متمايل شوند ) [ 1 ] و بر خصم خود غلبه يابند . و اين امر نشان ميدهد كه كمترين مدت براى انقراض و نابودى يك نسل و پرورش نسلى ديگر چهل سالست و خداى حكيم دانا منزه است . و هم اين واقعه روشنترين دليل بر اهميت و تأثير عصبيت در امور مدافعه و حمايت و توسعهطلبى است و ثابت مىكند كه هر قبيلهاى عصبيت را از دست بدهد از كليهء صفات ياد كرده فرو ميماند و محروم ميگردد .
فصل [ 2 ]
[ ديگر از موجبات خوارى قبيله كه بدين فصل ملحق مىشود ، كيفيت باج و خراجست ] [ 3 ] زيرا قبيلهء باج دهنده همين كه بدين امر منقاد و تسليم مىشود چنانست كه بخوارى و پستى تن در داده است چه باج و خراج دادن خود در نظر قبايل نوعى ستمديدگى و خواريست چنان كه افراد سرفراز و بزرگ منش و آنان كه زير بار فرومايگى نميروند نميتوانند آن را تحمل كنند مگر هنگامى كه در نتيجهء جنگ و كشتار و دادن تلفات شكست خورده و از پاى در آمده باشند . و در چنين موارد تحقير آميزى بعصبيت ايشان سستى راه مىيابد و قادر بمدافعه و حمايت نميباشند و كسانى كه عصبيت آنان چنان ضعيف گردد كه نتوانند در برابر ستم بدفاع
هامش
[ 1 - ) ] عبارت زيرا ( در اين مدت ) تا متمايل شوند از « ينى » است كه در آن بجاى : ( فنشأت بذلك ) ( فنشأت لهم بذلك ) است .
[ 2 - ) ] در « ينى » كلمهء ( فصل ) نيست ولى سطر 14 كه در داخل كروشه چاپ شده با خط درشت بعنوان قسمتى مستقل آمده است . . . در ضمن يادآورى مىشود كه : كلمهء « باج » ترجمهء « مغارم » است كه در لغت بمعنى ديون مىباشد .
[ 3 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت قسمت ذيل فصل بما قبل پيوسته است ولى در چاپ پاريس قسمت داخل كروشه با حروف درشت بعنوان فصل نوينى تنظيم شده است :