تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
كرد . ولى انتساب مهدى موحدان را بخاندان علويان نبايد از نوع اين دعاوى غلط شمرد زيرا مهدى در ميان طايفهء خويش ( قبيلهء هرغه ) [ 1 ] از خاندانى نبود كه رياست داشته باشند بلكه وى پس از نامور شدن بدانش و دين و گرويدن مصامدة بدعوتش برايشان رياست يافت . و با همهء اينها در ميان قوم خود از خاندانهاى متوسط بود . و خدا داناى نهان و آشكار است [ 2 ] .

فصل سيزدهم در اينكه خاندان و شرف حقيقى و ريشه‌دار مخصوص خداوندان عصبيت است و از آن ديگران مجازى و غير حقيقى است

زيرا بزرگى و حسب [ 3 ] آدمى بىگمان از راه خصال و ملكات نيكو پديد ميآيد و معنى خانواده [ 4 ] اينست كه كسى از ميان نياكان خود گروهى مردمان بلند پايه و بزرگوار و نامور بر شمرد . آن وقت بسبب تولد يافتن وى در آن خاندان و انتساب بايشان او هم در ميان قبيلهء خويش ببزرگى و احترام اختصاص مىيابد و نام آن گروه مايهء بزرگى و سرافرازى وى ميگردد ، زيرا وقار و شكوه چنين كسى به علت شرافت و بزرگوارى نياگانش در دلهاى طايفه و قبيلهء وى جاى ميگيرد و احترام و بزرگى اخلاف در ميان خاندانها و قبايل مرهون خصال و صفات نيك پيشينيان ايشان است . و مردم در چگونگى پرورش و توالد و تناسل همچون كانها سرچشمه‌هايى - هستند چنان كه پيامبر ، ص ، فرمود : « مردم همچون كانها باشند برگزيده - ترين ايشان در روزگار جاهليت برگزيده‌ترين آنها در دوران اسلام‌اند وقتى كه در دين دانش يافتند » . پس معنى حسب به اصل و نسب باز ميگردد و ما در صفحات
هامش
[ 1 - ) ] در نسخ ( ب ) و ( ا ) و ( ك ) بغلط « هرثمه » است . [ 2 - ) ] عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ 6 : 73 . سورهء زمر ، آيهء 47 . [ 3 - ) ] « حسب » را بمعانى گوناگونى آورده‌اند : مانند بزرگى انسان در نسب و نژاد و بزرگى و بزرگوارى مرد در دين و مال و بقولى حسب يعنى مكارم اخلاق . و برخى گفته‌اند مرد با حسب كسى است كه او را جاه و حشمت و منصب باشد ( كشاف اصطلاحات الفنون ) . [ 4 - ) ] ترجمهء كلمهء « بيت » است كه در عربى بمعنى خانه و شرف است و مقصود در اينجا همان معنى متداول در ميان عامه است كه ميگويند فلان اهل خانواده است يعنى اصل و نسب و شرافت خانوادگى دارد .