تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
بود كه بعضى از مواضع آن اولى است [ 1 ] . و گاهى برخى از خانواده‌ها در آغاز امر داراى عصبيت و خصال بزرگى و شرافت‌اند ولى بعدها چنان كه ياد كرديم در نتيجهء شهرنشينى اين خصال را از دست ميدهند و با جمعيت ديگر در ميآميزند ولى در نهاد اعضاى آن خاندان همچنان وسوسه‌ها و خيالات پوچ آن حسب باقى ميماند و ببهانهء آن خويش را خانواده‌هاى شريف ميشمرند كه داراى گروه‌ها و عشيره‌ها هستند ، در صورتى كه بهيچرو واجد چنين خصوصيتى نميباشند زيرا شرط اساسى آن كه عصبيت است به كلى از ميان رفته است . و بسيارى از ساكنان شهرهاى بزرگ كه در آغاز امر در خانواده‌هاى عرب يا عجم پرورش يافته‌اند اين وسوسه‌ها و پندارهاى بيهوده را از سر بيرون نميكنند بخصوص اين گونه وسوسه‌ها و خيالات خام بيش از همه در ميان بنى اسرائيل رواج دارد چه نخست آنكه مهد پرورش ايشان از بزرگترين خانواده‌هاى شريف جهان بشمار ميرفت و در ميان نياكان آنان پيامبران و رسولانى بسيار از روزگار ابراهيم ، ع ، تا عهد موسى كه موجد مذهب و شريعت آنان بود ، پديد آمده بودند و ديگر آنكه اين اصالت خاندان از راه عصبيت تقويت يافته بود و بوسيلهء همان عصبيت خداوند ، سلطنت و ملكى را كه بدان قوم وعده فرموده بود بايشان ارزانى داشت [ 2 ] . اما پس از روزگارى همهء اين مزايا و صفات را از دست دادند و به خوارى و بيچارگى دچار شدند [ 3 ] و آوارگى در روى زمين سرنوشت ايشان گرديد و هزاران سال در حال انفراد و جدايى از يك ديگر از كفار فرمانبرى كردند و در قيد بندگى آنان در آمدند اما هنوز هم اين وسوسه‌ها را همچنان در سر ميپرورانند و مىبينيم باز هم از حسب و نسب دم ميزنند و در مثل ميگويند : فلان هارونى است ، آن يكى از نسل يوشع است و اين يكى از اعقاب كالب و فلان از زادگان يهودا است . با اينكه قدرت و عصبيت از ميان آنان به كلى رخت بر بسته و از قرون متمادى ذلت و خوارى در ميان آن قوم رسوخ يافته است .
هامش
[ 1 - ) ] از : « بفرض ثابت شود » تا « اولى » است در « ينى » نيست . [ 2 - ) ] اشاره به : وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً 4 : 54 ، سورهء النساء آيهء 57 . [ 3 - ) ] ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ 2 : 61 . سورهء بقرة ، آيهء 58 .