تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
و بزرگى ، عصبيت آنان بوده است نه ادعاى انتساب به علويان يا عباسيان يا هيچگونه عامل ديگرى از نوع انساب . بلكه اين گونه ادعاها را كسانى كه بپادشاهان تقرب ميجويند براى خوش آيند و دلجويى آنان ميسازند و پادشاهان را بدانها بر مىانگيزانند و متمايل ميكنند و سپس چنان شهرت مييابد كه كسى نميتواند به رد و مخالفت آن برخيزد . و من خبر يافتم كه هنگامى اين انتساب را به يغمراسن [ 1 ] بن زيان پايه گذار سلطنت بنى زيان باز گفتند آن را انكار كرد و به زبان زناتى پاسخى داد كه معنى آن اينست : « امور دنيوى و پادشاهى را با شمشير بدست آورديم نه با اين نسب و اما سود چنين نسبى در آخرت هم با خداست » و با اين گفتار از نزديكى جستن به آن دودمان اعراض كرد [ 2 ] . ديگر از انتسابات نادرست ادعاى بنى سعد است كه بر بنى يزيد ، يكى از شعبه‌هاى قبيلهء زغبه ، رياست دارند . آنان هم بغلط خود را از نسل ابو بكر صديق ، رض ، ميدانند . و هم بنى سلامة شيوخ و رؤساى بنى يدللتن [ 3 ] از قبيلهء توجين ( بربر ) كه مدعىاند از خاندان سليم [ 4 ] اند ( عرب ) و زواودة رؤساى قبيلهء رياح كه خويش را از اعقاب برامكه ميدانند . همچنين چنان كه اطلاع يافته‌ايم بنى مهنه [ 5 ] ( از امراى قبيلهء طى در مشرق ) نيز خود را از نسل برامكه ميدانند و امثال اين گونه دعاوى بسيار است . و چنان كه ياد كرديم رياست اين قوم خود دليل بر ناراستى اين مدعا است بلكه اين رياست مسلم مىسازد كه داراى صريحترين انساب و نيرومندترين عصبيت‌ها هستند . بنابر اين بايد اين نكته را در نظر گرفت و از مغلطه‌كاريها درين باره پرهيز
هامش
[ 1 - ) ]Yaghmoracen، پايه گذار سلسلهء بنى زيان در الجزاير كه پايتخت ايشان شهر تلمسان بود و در سال 633 هجرى مطابق 1235 ميلادى بسلطنت رسيد . رجوع به طبقات سلاطين اسلام ترجمهء مرحوم عباس اقبال ص 45 و 46 شود . [ 2 - ) ] جملهء از نزديكى جستن . . . را بر حسب « ينى » مىتوان بدينسان ترجمه كرد : و از تقرب جويندهء بدان اعراض كرد . [ 3 - ) ]Idlelten، در چاپهاى معرب بضم « تاء » چاپ شده است و دسلان اعتراض كرده و مينويسد :tenياtanعلامت جمع زبان بربرهاست نهtonو بنابرين ضبط چاپهاى مزبور غلط است [ 4 - ) ] سليم ( بضم س - فتح لام ) پدر قبيله‌اى از عرب . [ 5 - ) ] مهنارك ، مهنى ( ب ) .