منسوب است ستمگرى رسيده است . و مسئلهء هم پيمانى ( ولاء ) [ 1 ] و همسوگندى ( حلف ) [ 2 ] نيز از همين قبيل است . زيرا غرور قومى هر كس نسبت به هم پيمان و همسوگندش به علت پيوندى است كه در نهاد وى جايگير ميگردد و اين عاطفه هنگامى برانگيخته مىشود كه بيكى از همسايگان يا خويشاوندان و بستگان يا هر كس كه بيكى اقسام همبستگى و خويشى به انسان نزديك باشد ستمى برسد و حق او پايمال شود . و نشان دادن غرور قومى نسبت بهم پيمان بخاطر پيوندى است كه از هم پيمانى ( ولاء ) حاصل مىشود مانند پيوند خانوادگى يا مشابه آن . و از اينجا معنى گفتار پيامبر ، ص ، فهميده مىشود كه ميفرمايد :
« از نژاد و نسب خود همان قدر بياموزيد كه شما را به صلهء رحم وا دارد » .
و معنى اين گفتار اينست كه سود خويشاوندى فقط همين پيوندى است كه صلهء رحم را ايجاب مىكند و سرانجام منشأ ياريگرى به يكديگر و عاطفهء غرور قومى مىشود ، و نبايد بيش از اين از نسب انتظار فوايدى داشت ، زيرا امر خويشاوندى و نسب حقيقتى ندارد و متكى بوهم و خيال است و سود آن تنها همين وابستگى و پيوند است . از اين رو هر گاه اين پيوند و خويشاوندى پيدا و آشكار باشد بطبع ، چنان كه گفتيم ، در نهاد وابستگان و نزديكان حس غرور قومى را بر مىانگيزد . ولى اگر خويشاوندى كسانى تنها متكى به روايات و اخبار دور باشد نيروى وهم دربارهء آن بضعف ميگرايد و سود آن از ميان ميرود و توسل و توجه بدان كارى بيهوده خواهد بود و از لهوياتى بشمار خواهد رفت كه در شرع ممنوع مىباشد . و گفتار ذيل نيز از همين مقوله است كه برخى گفتهاند : نسب دانشى است كه فرا گرفتن آن سودى بما نمىبخشد و ندانستن
هامش
[ 1 - ) ] ولاء ( بفتح ) در لغت بمعنى خويشاوندى و در تداول بمعنى يارى كردن به يكديگر است و مقصود از ولاء هم مانند خويشاوندى يارى رساندن و معاونت به يكديگر است . رجوع به كليات ابو البقا ص 343 شود .
[ 2 - ) ] حلف ( بفتح و كسر ) سوگندى است كه بدان با هم پيمان دوستى مىبندند و بر مطلق سوگند هم اطلاق مىشود . حلف قبايل را به يكديگر نزديك مىكند هر چند پيوند خانوادگى با هم نداشته باشند ، گاهى همسوگندى ميان عرب و كسانى كه بر آنان وارد ميشوند روى ميدهد و آن از قبيل ولاء است . همسوگندى شرايطى دارد كه از آن جمله همسوگند بايد اسير باشد ، همچنين همسوگند از قبيله مانند ديگر اعضاى آن ارث ميبرد . رجوع به كشاف اصطلاحات - الفنون ص 338 و تاريخ تمدن اسلام ج 3 ص 17 شود .