در مد نظر داشت و آن را بمنزلهء راهنمايى دانست . و خدا كامياب كنندهء انسان به راه راستى است [ 1 ] .
فصل هشتم در اينكه عصبيت از راه پيوند نسبى [ 2 ] و وابستگى خاندانها به يكديگر يا مفهومى مشابه آن حاصل مىشود
زيرا پيوند خويشاوندى [ 2 ] بجز در مواردى اندك در بشر طبيعى است . و از موارد آن نشان دادن غرور قومى نسبت بنزديكان و خويشاوندان است ، در مواقعى كه ستمى به آنان برسد يا در معرض خطر واقع شوند . زيرا عضو هر خاندانى وقتى ببيند بيكى از نزديكان وى ستمى رسيده يا نسبت به او دشمنى و كينهتوزى شده است در خود يك زبونى و خوارى احساس مىكند و آن را به خود توهين مىشمارد و آرزومند مىشود كه كاش ميتوانست مانع پيش آمدهاى اندوهبار و مهلكههاى وى شود و اين امر در بشر يك عاطفهء طبيعى است از هنگامى كه آفريده شده است . از اين رو هر گاه پيوستگى خانوادگى ميان آنان كه ياريگر يك ديگرند بسيار نزديك باشد چنان كه ميان آنان يگانگى و پيوند حاصل آيد آن وقت خويشاوندى آنان آشكار خواهد بود و چنين انتسابى به علت وضوح و آشكار بودن آن بىگمان پيوند خويشاوندى و ياريگرى به يكديگر را ايجاب مىكند ، ولى هر گاه تا حدى خويشاوندى ميان افردى دور باشد چه بسا كه قسمتى از خصوصيتهاى آن از ياد ميرود و فقط شهرتى از آن باقى ميماند . ليكن بسبب همين امر مشهور همبستگان بياورى خويشاوند خود وادار ميشوند تا زبونى و خوارى را از خود دور كنند چه مىپندارند بيكى از كسانى كه از جهتى به آنان
هامش
[ 1 - ) ] آخر فصل در « ينى » چنين است : و خدا توفيق دهنده است .
[ 2 - ) ] تركيب پيوند نسبى ترجمهء ( التحام ) و پيوند خويشاوندى ترجمه ( صلهء رحم ) است .