تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
پس ثابت شد كه فرمانهاى حكام و تعليمات عرفى [ 1 ] مايهء تباهى دليرى و سرسختى است زيرا حاكم و رادع آنها بيگانه و بيرون از ذات آدمى است ، در صورتى كه احكام شرعى تباه كننده نيست چه رادع آنها ذاتى است . و به همين سبب اين فرمانهاى حكام و تعليمات عرفى از جملهء عواملى است كه در ضعف نفوس و در هم شكستن دلاورى و نيروى مبارزهء شهرنشينان تأثير مىبخشد از آن رو كه مايهء رنج بردن نوزادان و كهنسالان آنان مىشود ، در صورتى كه باديه‌نشينان از اين وضع به كلى بر كنارند چه آنها از فرمانهاى حكام و تعليم و آداب دورند . و به همين سبب محمد بن ابى زيد [ 2 ] در كتاب خويش بنام « احكام المعلين و المتعلمين » گويد : سزاوار نيست كه مربى به منظور تنبيه به هيچيك از كودكان بيش از سه تازيانه بزند و اين دستور را از شريح قاضى نقل كرده است و بعضى براى اثبات آن چنين استدلال كرده‌اند كه علت تخصيص به عدد « سه » حديثى است كه بموجب آن در آغاز وحى سه بار حالت فشار بيهوشى و بانگ خواب به پيامبر ، ص ، دست داد . [ 3 ] ولى اين استدلال ضعيف است و شايسته نيست كيفيت مزبور در وحى دليل بر اين امر باشد ، زيرا مسئلهء وحى از تعليمات متعارفى و معمولى دور است و خدا حكيم آگاه است [ 4 ] .

فصل هفتم در اينكه باديه‌نشينى جز براى قبايلى كه داراى عصبيت‌اند ميسر نيست

بايد دانست كه خدا ، سبحانه ، در طبايع بشر نيكى و بدى هر دو در آميخته است ، چنان كه خداى تعالى فرمايد : و راه نموديم ما او را بخير و شر [ 5 ] و نيز فرمود : پس نفس انسان را بدكارى و پرهيزگاريش الهام كرد [ 6 ] .
هامش
[ 1 - ) ] منظور تعليمات مكتبى و دبستانى است [ 2 - ) ] در « ينى » ابو محمد بن ابى زيد است و اگر به صحت نسخهء مزبور اعتماد كنيم به ظاهر منظور ابن ابى زيد ابو محمد عبد الله بن ابى زيد عبد الرحمان قيروانى ( 310 - 386 ) است كه از فقيهان بزرگ مالكى بود و او را به مالك اصغر ملقب كردند . [ 3 - ) ] و گويا آيهء : عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى 53 : 5 نيز از اين معنى حكايت مىكند كه جبرئيل گفت : اقْرَأْ بِاسْمِ 96 : 1 . [ 4 - ) ] وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ 6 : 18 . سورهء الانعام ، آيهء 18 و 73 و غيره . [ 5 - ) ] وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ 90 : 10 . سورهء البلد ، آيهء 10 . [ 6 - ) ] فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها 91 : 8 . سورهء الشمس ، آيهء 8 .