تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
فرا گرفتن تعاليم را از مشايخ و پيشوايان پيشهء خود ميسازند ، آنان كه در مجالس پر وقار و هيبت در كار تعليم و تربيت ممارست ميكنند و اين آداب و رسوم ، خويشتن‌دارى و سرسختى و دلاورى را از آنان زايل ميسازد [ 1 ] . و بهيچرو [ 2 ] نبايد انكار كرد كه صحابهء پيامبر در عين اينكه دين و شريعت را فرا ميگرفتند هيچگاه از سرسختى و دلاورى آنان كاسته نميشد بلكه از همهء مردم سرسخت‌تر و نيرومندتر و دلاورتر بودند زيرا هنگامى كه مسلمانان دين خويش را از شارع ، ص ، فرا ميگرفتند به علت دستورهاى تشويق آميز و تهديد - آورى كه شارع بر ايشان فرو ميخواند ، رادع و حاكم آنان از نفوس خودشان بر ميخاست و وجدان دينى آنان بهترين حاكم بشمار ميرفت ، بنابر اين رادع ايشان از راه تعليم فنى يا تربيت آموزشى نبود ، بلكه تنها در پرتو فرا گرفتن احكام دين و آداب آن بود و آنچنان آنها را فرا مىگرفتند كه نفوسشان را به پيروى از آنها مأخوذ مىكردند و اين بسبب رسوخ عقايد ايمان و تصديق در آنان بود . و از اين رو سرسختى و نيرومندى و دليرى ايشان مانند پيش همچنان استوار و پايدار بود و چهرهء شهامت و دليرى ايشان را ناخن تأديب و فرمانبرى نمىخراشيد . عمر ، رض ، گويد : هر كه را شرع تأديب نكند خدا او را تأديب نكناد . اين گفتار از نظر شيفتگى و علاقهء وى به اين اصل است كه رادع هر كسى بايد از درون خود او باشد و هم بدين سبب است كه او يقين و اطمينان داشت كه شارع بمصالح بندگان خدا داناتر است . و چون ايمان بدين در ميان مردم تقليل يافت و مردم از احكام فرمانروايان پيروى كردند و رفته رفته شرع جنبهء دانش و صناعتى به خود گرفت كه بايد آن را از راه تعليم فرا گيرند و مردم بتمدن و شهرنشينى و خوى فرمانبرى از فرمانها و دستورهاى حكام گراييدند ، از اين رو شدت دلاورى آنان نقصان پذيرفت .
هامش
[ 1 - ) ] در تعليم و تربيت جديد كه پرورش قواى بدنى و روحى يكسان مورد توجه مربيان است اين گونه مشكلات حل شده است . [ 2 - ) ] در « ينى » بجاى : ( و لا تستنكر ) « و لا تستنكرن » است از اين رو كلمهء بهيچرو را در ترجمه افزوديم .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 238 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى