افتخار بنيان گذارى نظريهء جبر اجتماع [ 1 ] نصيب وى مىشود كه قرنها پيش از پيروان فلسفهء اثباتى [ 2 ] و دانشمندان روانشناس در اين باره بحث كرده است ، اين مورخ مغربى عظيم اصول و نظريههاى عدالت اجتماعى و اقتصاد سياسى را پنج قرن پيش از كونسيدران و ماركس و با كونين كشف كرده است . . .
همچنانكه نظريههاى ابن خلدون دربارهء اجتماع متشكل او را در نخستين صف فلاسفهء تاريخ قرار ميدهد افكار و عقايد او دربارهء نقش كار و مالكيت و مزد نيز او را پيشوا و پيش قدم دانشمندان اقتصاد اين عصر جلوهگر ميسازد » .
كولوزيو در ضمن اين تحقيقات خود از گفتار امارى ، خاورشناس و مورخ بزرگ ايتاليايى كه بخصوص در تاريخ عهد عربى اسلامى صقليه ( سيسيل ) شهرتى بسزا يافته است ، استدلال مىكند . وى معتقد بوده است كه : « ابن خلدون نخستين نويسندهايست كه در جهان در موضوع فلسفهء تاريخ ببحث و تحقيق آغاز كرده است » .
ناتانيل اشميت استاد دانشگاه كورنيل آمريكا در سال 1930 رسالهاى بنام « ابن - خلدون ، مورخ و جامعه شناس و فيلسوف » [ 3 ] منتشر ساخته و در آن عقايد و آراء ابن خلدون را بتفصيل مورد تجزيه و تحليل قرار داده و با ديگران در اين معنى همداستان شده است كه به حق بايد ابن خلدون را پايه گذار فلسفهء تاريخ و دانش جامعه شناسى شناخت . از آن جمله ميگويد :
« ابن خلدون ميدان تاريخ حقيقى و طبيعت و ماهيت آن را كشف كرد و او فيلسوفى است مانند اگوست كنت و توماس بكل [ 4 ] و هربرت سپنسر [ 5 ] . و فلسفهء تاريخ او مانند فلسفهء هگل [ 6 ] تحليلى از قضا و قدر نيست ، منظور او از آوردن آيات قرآن در ضمن تحقيقاتش اينست كه بخواننده بفهماند فلسفهء او با نصوص قرآن موافق است .
وى در دانش جامعه شناسى بمقامى نايل آمده است كه حتى اگوست كنت در نيمهء قرن نوزدهم بدان نرسيده است » و نيز ميگويد : « اگر متفكرانى كه در اين قرون اخير دانش جامعه شناسى را بنيان گذارى ميكردند به مقدمهء ابن خلدون دست مىيافتند از حقايقى كه وى پيش از آنان كشف كرده و شيوههايى كه اين نابغهء عرب ساليان دراز مقدم بر آنها ابتكار كرده بود بسى بهرهها ميبردند و ميتوانستند در اين دانش نوين سريعتر و بهتر پيشرفت كنند » .
كارادوو يكى از خاورشناسان در كتاب خويش موسوم به « متفكران اسلام » در ضمن بحث درازى راجع بابن خلدون ميگويد « ابن خلدون نويسندهء قرن چهاردهم از نظر اهتمام و علاقه به تحقيق تاريخ تكامل و موجبات تجدد و پيشرفت در ميدانى گام نهاده است كه با مترقىترين انديشههاى مردم اروپا در عصر حاضر تطبيق مىكند » .
گوتيه استاد دانشگاه الجزاير در كتاب خود بنام « اعصار تاريك در مغرب » فصل درازى به ابن خلدون اختصاص داده و با آنكه تا حدى از بىطرفى علمى دور شده و در نتيجه
هامش
[ 1 - ) ] اصول عقايدى كه آثار وقايع را تنها با عوامل و اسباب و علل آنها تفسير مىكند ، يا طريقهاى فلسفى كه تعين تمام هستيها را به علل جبرى و اجتناب ناپذير نسبت ميدهد .
[ 2 - ) ] طريقهاى فلسفى كه بوسيلهء اوگوست كنت پايه گذارى شده است و اساس آن مبتنى بر اينست كه واقعيت اشياء را نميتوان شناخت مگر بوسيلهء حقايق مثبت و مسلمى كه از راه مشاهده و تجربه بدست آمده باشد .
[ 3 - ) ]N . Schmidt : IbnKhaldun , Historian , Sociologist , andPhilosopher[ 4 - ) ] نويسنده و مورخ اجتماعى انگليسى صاحب تأليف مشهور در تاريخ تمدن انگليس ( 1821 - 1862 ) .
[ 5 - ) ] فيلسوف انگليسى و پايه گذار فلسفهء تكامل ( 1820 1903 ) .
[ 6 - ) ] فيلسوف بزرگ آلمانى كه در فلسفهء دين و مسائل روحانى و الهى بتحقيق پرداخته است ( 1770 - 1831 ) .