« و براى اينكه مردم را بمرحلهاى برسانيم كه بتوانند نبوغ جاويدان عرب ( تمدن اسلامى ) را درك كنند و به طرز تفكر اين ملتى كه جهان را فتح كرد و علوم را محافظت نمود آشنا شوند بعقيدهء من بايد روشى پيش گيريم كه ديگر « اطلال » معلقات سبع و مبالغات متنبى را اين همه تكرار نكنيم » .
سپس مينويسد : « من اين ملاحظات را تحت تأثير مطالعهء كتابى خطى كه بتازگى بدان دست يافتهام نوشتم و بسيار متأسفم كه اين نسخه بچاپ نرسيده و بطور كامل ترجمه نشده است » .
اين مقالهء شولتز در ميان خاورشناسان انعكاس عميقى بخشيد و آنها را وادار كرد كه بنقل و ترجمهء بعضى از فصول مقدمه همت گماشتند ، ولى نسخ خطى مقدمه در آن روزگار معدود بود و از اين رو اين جنبش هنگامى بسرعت كافى پيشرفت كرد كه كاترمر بسال 1858 بطبع مقدمه در سه جلد اقدام كرد .
خاورشناس مزبور پس از آنكه از طبع مقدمه فراغت يافت بترجمهء آن نيز آغاز كرد ليكن وى پيش از آنكه اين منظور خويش را بپايان رساند در گذشت .
اما پس از وى بارون دسلان اين وظيفهء خطير را به عهده گرفت و بسرعت آن را بپايان رسانيد و در نتيجه ترجمهء وى با مقدمهاى مفصل و شروح و تعليقات بسيار در سه جلد بطبع رسيد و جلد اول آن در سال 1862 و بقيه در سال 1878 انتشار يافت .
ترجمهء مزبور موجب شد كه مقدمهء ابن خلدون از دايرهء محدود اطلاع خاورشناسان خارج گرديد و در دسترس دانشمندان و متفكران اروپا قرار گرفت .
پس از انتشار اين ترجمه و تحقيقاتى كه دربارهء آن انتشار يافت ارزش مقدمه بكمال روشن شد زيرا تا آن روزگار كتاب مزبور تنها در دايرهء تحقيقات خاورشناسان قرار داشت كه اهتمام كاملى به زبان عربى داشتند و اين گروه بطبع در وضعى بودند كه نميتوانستند بارزش حقيقى مقدمه پى ببرند بويژه كه مهمترين و بديعترين فصول مقدمه دربارهء مسائل جامعه شناسى بود و اين دانش در آن روزگار هنوز نخستين مراحل تدوين را مىگذرانيد و مسائل آن دور از دسترس خاورشناسان و به كلى خارج از دايرهء معلومات آنان بود .
به همين سبب ميتوان گفت كه دسلان با اين ترجمه خدمت بزرگ و گرانبهايى به معرفى مقدمه كرده است .
انتشار ترجمهء فرانسهء مقدمه در دانشمندان و متفكرانى كه از آن آگاه شدند تأثيرى عميق بخشيد و دانشمندان اروپا از نبوغ اين متفكر بزرگ عرب سخت در شگفت شدند ، چه آنان دريافتند كه وى بر بسيارى از محققان اروپايى در آراء و نظريههاى با ارزش و مهم سبقت جسته است .
از آن پس دانشمندان اقتصاد و تاريخ و جامعهشناسى عقايد و نظريههاى ابن خلدون را مورد مطالعه قرار دادند و انظار ديگران را به عقايد گرانبهاى وى كه از نظر دانشمندان اروپا بسيار نوين بشمار ميرفت و بتازگى مورد بحث و تحقيق آنها واقع شده بود متوجه ساختند ، و روشن گرديد كه برخى از معلومات ثابت دربارهء تاريخ علوم بايد در نتيجهء حقايق روشنى كه در مقدمه مورد بحث قرار گرفته است تغيير يابد ، زيرا در مثل آنان پيش از مطالعهء مقدمه مىپنداشتند نخستين كسى كه در فلسفهء تاريخ ببحث پرداخته ويكو [ 1 ] است ولى از آن پس دانستند
هامش
[ 1 - ) ] ويكو ،anniBattistaVico، در ناپل بسال 1667 متولد شده و در همان شهر بسال 1744 در گذشته است . وى را اروپاييان نخست بلقب « پايه گذار فلسفهء تاريخ » و آنگاه به لقب « پايه گذار جامعه شناسى » خواندهاند .