آرزوى ابن خلدون تحقق پذيرفت ولى نه بدست مسلمانان و همچنانكه وى در ابتكار اين موضوع پيش قدم بود پس از او نيز در خاور جانشينى در تحقيقات وى پديد نيامد .
ولى با اين همه كتاب او روزگار درازى در مشرق تأثير بخشيده بود و بسيارى از رجال سياسى مسلمانان ( عثمانى ) كه از آغاز قرن پانزدهم بر بيشتر پادشاهان و مردان سياسى اروپا برترى و تسلط يافته بودند از كسانى بشمار ميرفتند كه مقدمهء ابن خلدون را ميخواندند » .
شايد تازهترين و جامعترين تحقيقاتى كه در موضوع فلسفهء تاريخ نوشته شده چندين مجلد كتاب تأليف توينبى استاد دانشگاه اكسفورد بنام « مطالعهاى در تاريخ » است . اين تأليف در شش جلد مىباشد كه جلد ششم آن بسال 1939 منتشر شده است .
توينبى در اين مجلدات بكرات از ابن خلدون نام ميبرد و بعقايد و نظريههاى وى در بيش از ده موضع اشاره مىكند كه گاهى بعضى از موارد مزبور چندين صفحهء كتاب را فرا ميگيرد . وى ابن خلدون را از هوشمندان و نوابغ ميشمرد و در مقدمهء او دلايل روشنى بر « وسعت نظر و تحقيق عميق و قدرت تفكر » او مىيابد و نبوغ وى بسيار در نظر او شگفت جلوهگر مىشود .
مؤلف مزبور در عين حال از نقائصى كه در مقدمه موجود است غفلت نكرده و بويژه از نظر انطباق احكام آن بر اجتماعات غربى و تواريخ ملتهاى اروپايى كه ابن خلدون متعرض ان نشده گفتگو كرده است ، ليكن وى اين نقائص را مربوط بشرايط و محيط خاص و شواهد و وقايعى تاريخى ميداند كه ابن خلدون در آن شرايط پرورش يافته و بر وقايع مزبور آگاه شده است .
سپس براى تأييد اين استدلال خود ميگويد : « اگر فيلسوفى سياسى كه بر فهم آراء و نظريههاى ابن خلدون توانايى ميداشت در خلال چهار قرن اول تاريخ غربيان در عالم مسيحى اروپاييان پديدار ميآمد نابغهء خيالى مزبور بكمال عقايد و نظريههاى ابن خلدون را براى شواهد و وقايع تاريخى مخصوص كه در حدود انديشه و عقل اروپاييان آن قرون بوده است ، تفسير فلسفى پسنديدهاى تلقى ميكرد » .
پس از شرح وقايعى كه در آن روزگاران روى داده است ، توينبى بدينسان بر مطالب خويش مىافزايد « در سياق اين سخن لازم است قاعدهاى را كه در اين مطالعات تاريخى بعنوان نخستين شيوهء كار برگزيدهايم يادآور شويم .
اين قاعده تصريح مىكند كه هر انديشهء تاريخى بىگمان نسبى است و تابع شرايط زمانى و مكانى صاحب انديشه است ، اين قانون طبيعت بشرى است كه هيچ نابغهء انسانى را ممكن نيست از آن استثنا كرد » .
توينبى در ضمن اشاره بچگونگى نوشتن مقدمه و اينكه ابن خلدون آن را در دورهء اعتزال از امور سياسى و عالم تنهايى در قلعهء ابن سلامه نوشته مينويسد : « مرد فعالى كه بانزوا پناه برده بود سرانجام تغيير شكل داد و به صورت فيلسوف جاودانى در آمد كه قدرت انديشهء او در ذهن هر كس كه مقدمه را بخواند همواره زنده ميماند » . سرانجام توينبى دربارهء ابن خلدون بقضاوت گرانبهايى بدينسان ميپردازد :
« ابن خلدون در مقدمهاى كه براى تاريخ عمومى خود نوشته بدرك و تصور و ابداع فلسفهاى براى تاريخ نايل آمده است كه بىشك در نوع خود از بزرگترين اعمال بشمار ميرود ، فلسفهاى كه با هر عقلى در هر زمان و مكان تطبيق مىكند » .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 37
مساهمون: ابن خلدون
صمقدمه ٣٧