تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 34

مساهمون:

صمقدمه ٣٤
مهمترين نمونه‌هاى گونهء دوم دربارهء ابن خلدون مطالبى است كه كارادوو [ 1 ] در كتاب خود بنام « متفكران اسلام » و دوبوير [ 2 ] در تأليف خويش موسوم به « تاريخ فلسفه در اسلام » و ريختر [ 3 ] در كتابش بنام « مورخان عرب » و كلمان اوآر [ 4 ] در كتاب « ادبيات عربى » و نيكلسون [ 5 ] در « تاريخ ادبيات عرب » و گوتيه [ 6 ] در كتاب خود موسوم به « اعصار تاريك در مغرب » و فوربيگه [ 7 ] در « تاريخ افريقيهء شرقى در روزگار فرمانروايى اسلام » نوشته‌اند . از مهمترين نمونه‌هاى گونهء سوم مطالبى است كه فلينت [ 8 ] در كتاب خود بنام « تاريخ فلسفهء تاريخ » نوشته است و همچنين مطالبى كه دانشمندانى مانند وارد [ 9 ] در تأليف خود موسوم به « جامعه شناسى نظرى » و راپاپور [ 10 ] در كتاب « فلسفهء تاريخ چون علم تكامل است » و رنه مونيه [ 11 ] در كتاب « مدخل دانش جامعه شناسى » و توينبى [ 12 ] در تأليف بزرگ خود بنام « مطالعه‌اى در تاريخ » برشتهء تحرير آورده‌اند . تلخيص و نشان دادن كليهء نوشته‌هايى كه دربارهء ابن خلدون منتشر شده از حوصلهء اين گفتار بيرون است و از اين رو در اينجا به نمونه‌هاى موجزى از مهمترين كلماتى كه دربارهء وى به زبان و قلم دانشمندان جارى شده اكتفا ميكنم تا منزلت و پايگاه او در دو دانش تاريخ و جامعه شناسى آشكارتر گردد : دانشمند جامعه شناس لودويك گوميلويچ زير عنوان « متفكر جامعه شناس عرب در قرن چهاردهم » دربارهء ابن خلدون ببحث مهمى پرداخته و پس از اشاره باينكه پايگاه ابن خلدون چنان كه سزاست شناخته نشده است ميگويد « رواست كه ابن خلدون را متفكرى امروزى به تمام معنى اين كلمه و از كليهء جهات ، در نظر گيريم . . . » وى در بيان تفاوتهايى كه ميان اقوام مختلف ديده مىشود مرتكب خطاى متفكران قرن هجدهم نشده است ، او حوادث اجتماعى را با خردى متين و استوار مورد مطالعه قرار داده و در اين موضوع نه تنها پيش از اگوست كنت بلكه مقدم بر ويكو نيز آراء و عقايد بسيار عميقى اظهار كرده است . . . در حقيقت نوشته‌هاى ابن خلدون در اين باره عبارت از همان مسائلى است كه ما در اين عصر آنها را بنام جامعه شناسى ( سوسيولژى ) ميخوانيم » . استفانو كولوزيو در « مجلهء عالم اسلامى » فرانسه بسال 1914 متنى تحقيقى دربارهء ابن خلدون نوشت [ 13 ] : « هيچكس نميتواند انكار كند كه ابن خلدون مناطق مجهولى را در عالم اجتماع كشف كرده است . وى بر ماكياولى و منتسكيو و ويكو در ايجاد و وضع دانش نوينى كه عبارت از نقد تاريخى است پيشى جسته است . . .
هامش
[ 1 - ) ]CarradeVaux[ 2 - ) ]DeBoer[ 3 - ) ]G . Richter[ 4 - ) ]Cl . Huart[ 5 - ) ]R . Nicholson[ 6 - ) ]Gautier[ 7 - ) ]Faure - Biguet[ 8 - ) ]R . Flint[ 9 - ) ]F . L . Vard[ 10 - ) ]Ch . Rappaport[ 11 - ) ]ReneMaunier[ 12 - ) ]A . Toynbee[ 13 - ) ] اين مقاله را استاد عمر فاخورى به عربى برگردانده و در ضمن رسالهء خويش موسوم به « آراء غربية فى مسائل شرقية » در سال 1925 در دمشق طبع كرده است .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 34 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى