كه ابن خلدون در مقدمهء خويش بيش از سه قرن و نيم پيش از ويكو دربارهء فلسفهء تاريخ گفتگو كرده است . و نيز گمان ميكردند كه نخستين بار اگوست كنت جامعه شناسى را پايه گذارى كرده و اصول آن را بر اساسى علمى مبتنى ساخته است ، ليكن پس از انتشار مقدمه فهميدند كه ابن خلدون بيش از چهار قرن و نيم پيش از اگوست كنت اين دانش را پايهگذارى كرده است .
و نيز مشاهده كردند كه بسيارى از اصول و عقايد ابتكارى دانشمندان اقتصاد و جامعه شناسى مانند ژانپاتيستساى و كارلماكس و باكونين در اواسط قرن نوزدهم ، در قرن چهاردهم در مقدمهء ابن خلدون مندرج بوده است ، منتها اين عقايد را گاهى به صورت بذرها و قلمههاى كوچك و گاهى به صورت نهالهايى كه به خوبى رشد كرده باشد در تأليف وى يافتند .
و به همين سبب است كه مىبينيم مطالعهء مقدمهء ابن خلدون مايهء حيرت و شگفتى صاحبنظران و دانشمندان محقق اروپا گرديده و همين حيرت آنان را بنشر مقالات و رسالهها و كتبى دربارهء نظريات وى وادار كرده است .
نوشتههاى اروپاييان را دربارهء ابن خلدون و مقدمهء او ميتوانيم بسه گونهء اساسى تقسيم كنيم :
1 - مطالعاتى كه باستقلال به منظور تحليل و معرفى عقايد ابن خلدون انجام گرفته و به صورت كتابى مستقل يا مقالهاى خاص در مجلات علمى منتشر شده است .
2 - تحقيقاتى كه دربارهء ابن خلدون و مقدمهء او در ضمن كتب خاصى مربوط به فلسفهء اسلامى يا تاريخ ممالك اسلامى يا تاريخ علوم عرب و مسلمانان انتشار يافته است .
3 - تحقيقاتى كه دربارهء ابن خلدون و نظريات او در كتب علمى عمومى مربوط به تاريخ يا اقتصاد يا جامعه شناسى يا تاريخ علوم مزبور منتشر شده است . پيداست كه تحقيقات نوع نخستين داراى اهميت بيشتريست زيرا خواهى نخواهى از لحاظ كميت افزونتر و از نظر تحليل عميقتر و از جنبهء بحث و تحقيق دقيقتر است چه كتب و نوشتههاى مزبور يا بمطالعه و كنجكاوى در كليهء فصول مقدمه اختصاص دارد يا به برخى از موضوعات گوناگون آن .
ليكن آثارى كه از نوع سوم دربارهء مقدمه نوشته شده است از همهء انواع ياد كرده با ارزشتر است ، زيرا در اين گونه كتب و مقالات پايگاه ابن خلدون در دانش و تاريخ دانش به صورتى شاملتر و كاملتر تعيين شده است و ميتوان گفت ابن خلدون بمنزلت شايستهاى كه در تاريخ دانشها و انديشههاى بشرى داشت نرسيد مگر پس از انتشار اين گونه كتب و اين نوع مطالعات عمومى ، زيرا تأليفات نوع نخست اغلب در همان دايرهء خواص ( خاورشناسان ) محدود بود ليكن تحقيقات گونهء سوم بطور كلى در ميان همهء متفكران و روشنفكران انتشار يافت و موجب شهرت كنونى ابن خلدون گرديد . مهمترين نمونههاى تأليفات نوع نخست دربارهء ابن خلدون عبارت از مطالعات مخصوصى است كه خاورشناسانى مانند شميت [ 1 ] ، روزنتال [ 2 ] ، ون كرمر [ 3 ] ، لوين [ 4 ] ، بول [ 5 ] ، گابريلى [ 6 ] ، انجام داده و نتيجهء تحقيقات خود را بزبانهاى انگليسى و آلمانى و روسى و فرانسوى و ايتاليايى منتشر ساختند و همچنين است مقالات خاصى كه بخامهء رنه مونيه [ 7 ] ، كولوزيو [ 8 ] ، فريرو [ 9 ] ، گومپلويچ [ 10 ] در اين زمينه نوشته شده است .
هامش
[ 1 - ) ]N . Schmidt[ 2 - ) ]Rosenthal[ 3 - ) ]A . vonKremer[ 4 - ) ]Lewine[ 5 - ) ]G . Bouthoul[ 6 - ) ]Gabrieli[ 7 - ) ]R . Maunier[ 8 - ) ]Colosio[ 9 - ) ]Ferreiro[ 10 - ) ]Gumplovitz