ما جز كه او راست مقامى معين [ 1 ] . و هر گاه اين امر بثبوت رسد ( يعنى متوسل شدن بموسيقى براى رجوع به عالم كشف و كرامت ) و ما نيز در پيش گفتيم كه كسانى هم در ميان صاحبان خط رمل هستند كه براى كشف امر غيبى حواس خود را بنگريستن در خطوط و اشكال متوجه ميكنند ، و در اين حالت بسبب فراغت از كليهء حواس ، ادراكات غيبى باطنى به آنان دست ميدهد و ادراكات بشرى آنها بمشاعر روحانى تبديل مىشود ( و تفسير اين حالات را در پيش ياد كرديم ) ، در اين صورت چنين عملى نوعى از كاهنى خواهد بود از قبيل : نگريستن در استخوانها ( كت بينى ) و آبها ( طاس بينى ) و آينهها ( آينه بينى ) و مخالف روش كسانيست كه در اين باره بامور صناعى اكتفا ميكنند و با حدس و تخمين به پيشگويى ميپردازند و در حالى كه هنوز مشاعر جسمانى از ايشان مفارقت نكرده در جولانگاه گمانها و تخمينها سير ميكنند .
گاهى ممكن است حالت بعضى از پيامبران در مقام پيامبرى براى دريافتن خطاب فرشته چنين باشد كه خود را با خط كشيدن مستعد آن مقام كنند ، چنان كه كسان ديگر جز پيامبران هم براى ادراك روحانى و تجرد از مشاعر بشرى خود را بوسيلهء اين گونه امور مستعد ميسازند ولى تفاوت آنها اينست كه ادراك چنين كسى فقط روحانى است اما ادراك آن پيامبر فرشتگى است كه بوسيلهء وحى از جانب خدا در وى پديد ميآيد .
ليكن مبادا تصور شود كه مراتب اهل صناعت خط ( رمالان ) را كه ادراك آنان از حدس و تخمين تجاوز نميكند ميتوان با مقامات انبيا مقايسه كرد . هرگز ! زيرا پيامبران غيبگويى و تعمق در اين گونه مسائل را به هيچ فردى از بشر اجازه نداده و چنين عملى را موافق موازين شرع ندانستهاند و از حديث : « پيامبرى خط ميكشيد . . . » خواه بر حسب توجيه ما كه وى هنگام وحى عادت داشت خط بكشد ، و خواه بدين توجيه كه اتخاذ خطوط رمل اشاره بعظمت و علو شأن اوست نميتوان دليلى بر مشروعيت رمل بدست آورد ، بلكه اگر حديث را چنين تفسير كنيم كه پيامبر مزبور بوسيلهء خط كشيدن براى وحى مستعد ميشد ، آن وقت هيچ مناسبتى ميان آن
هامش
[ 1 - ) ] وَ ما مِنّا إِلّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ 37 : 164 . سورهء الصافات ، آيهء 164