تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بود يعنى از ميان خطوط ديگر آن خط صحيح مىبود . به علت آنكه آن پيامبر را كه عادت داشت هنگام وحى خط بكشد نزول وحى يارى ميداد ، ولى اگر تنها خط ميكشيد و وحى بر او نازل نميشد چنين خطى صحيح نبود ، و معنى حديث چنين است و خدا داناتر است [ 1 ] . [ چه پيامبران ، ص ، در ادراك وحى با يك ديگر متفاوت بوده‌اند . خدا ميفرمايد آن رسولان را برخى بر بعضى ديگر برترى داديم [ 2 ] چنان كه از همان آغاز نزول وحى بر برخى از پيامبران فرشته با آنان سخن ميگويد بىآنكه خود بدان توجه كنند و در جستجوى چنين طريقه‌اى باشند و خويش را آمادهء وحى كنند و گروهى بدان توجه ميكنند از اين رو كه براى آنان در امور مربوط به بشر پيش آمدهايى روى ميدهد از قبيل اينكه يكى از افراد امت آنان دربارهء مشكلى يا تكليفى يا مانند اينها پرسشى مىكند آن وقت اين گونه پيامبران بعالمى ربانى متوجه ميشوند و در اين حالت در صدد كشف مقاصد خود بر ميآيند و آن مشكل يا تكليف را از خدا مىخواهند و در اينجا از تقسيمى كه كرديم ( يعنى دو نوع وحى قائل شديم ) نوع ديگرى هم ميتوان بدست آورد در صورتى كه كه نوع سوم يافت شود و حقيقت داشته باشد زيرا وحى گاهى چنان روى ميدهد كه پيامبر بهيچرو مستعد و آمادهء حالات آن نيست چنان كه ياد كرديم و گاهى هم هنگامى وقوع مىيابد كه پيامبر بسبب بعضى از حالات مستعد آن مىشود ، چنان كه در كتب اسرائيليان نقل شده است كه يكى از پيغمبران بوسيلهء شنيدن برخى از آوازهاى خوش آمادهء نزول وحى ميشده است . و اين روايت هر چند ممكن است صحيح نباشد ولى بعيد هم به نظر نميآيد ، پس خدا انبيا و رسل خود را بهر چه بخواهد اختصاص ميدهد . و براى ما دربارهء بعضى از بزرگان اهل تصوف حكايت كرده‌اند كه وى براى غيبت از حواس ( و رجوع به عالم كشف و كرامت ) بشنيدن موسيقى متوسل ميشده و از اين راه ادراكات و حواس خود را از دست ميداده و بعالم تجرد راه مييافته و بمقام خود كه فروتر از مرتبهء نبوت بوده نائل ميشده است . و نيست از
هامش
[ 1 - ) ] در چاپ پاريس پس از جملهء « و محال نيست عادت پيامبرى هنگام وحى چنين باشد » قريب يك صفحه اضافه است كه به عين آن را در داخل كروشه ترجمه كرديم . [ 2 - ) ] تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ 2 : 253 . سورهء بقرة ، آيهء 254 .