تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
و استقرار مرتبه‌ها در زوج و فرد بودن فرق مىكند و به شانزده شكل منتهى مىشود ، زيرا اگر همهء اشكال فقط جفت يا تنها طاق باشند آن وقت دو شكل خواهند بود و اگر طاق در آنها فقط در يك مرتبه باشد چهار شكل پديد خواهد آمد و در صورتى كه فرد در دو مرتبه جاى گيرد شش شكل و اگر در سه مرتبه باشد چهار شكل خواهند گرديد كه مجموع آنها شانزده شكل مىشود و هر يك را باسامى معينى از هم باز ميشناسند و آنها را بر حسب سعد و نحس ستارگان تقسيم ميكنند و براى مجموع آنها شانزده خانه قرار داده‌اند كه به گمان آنها موافق اصول طبيعت است و گويا منظور ايشان بروج دوازده‌گانهء فلك و اوتاد چهارگانه [ 1 ] باشد و در خانهء هر شكلى علامت بخت خواه نيك يابد تعيين كرده‌اند و نيز هر يك از آنها بر يكى از گونه‌هاى موجودات عالم دلالت مىكند و بدان اختصاص دارد و از مجموعهء اين قواعد فنى استنباط كرده‌اند كه اساس آن مبتنى بر فن ستاره شناسى است و از نوع قضاوت و استخراج آن پيروى و تقليد ميكنند اما چنان كه بطلميوس مىپندارد احكام ستاره شناسى متكى بدلالتهاى طبيعى است ولى دلالتهاى اين فن وضعى و ساختگى است [ 2 ] [ ازينرو كه بطليموس در مواليد و قران [ 3 ] هايى كه بعقيدهء وى از آثار ستارگان و اوضاع فلكى در عالم عناصر است گفتگو كرده و ستاره شناسان پس از وى در مسائل و استخراج ضماير [ 4 ] و تقسيم آنها بر حسب خانه‌هاى فلك سخن رانده و از احكام اين خانه‌هاى نجومى دربارهء كشف اسرار غيبى و بخت و طالع حكم كرده‌اند و بطليموس نيز دربارهء خانه‌هاى نجومى به گفتگو پرداخته است . و بايد دانست كه ضماير از امور نفسانى است و مربوط به عالم عناصر نيست و از اين رو نه آثار ستارگان و نه اوضاع فلكى دلالتى بر آن دارند و هر چند فن مسائل [ 4 ] از حيث استدلال بستارگان و اوضاع فلكى به صنعت ستاره شناسى مرتبط بشود ولى چنين ارتباطى در مفهوم و مدلول طبيعى آن وجود ندارد به همين سبب همين كه
هامش
[ 1 - ) ] اوتاد قسمى از اولياء اللّه‌اند كه بر حسب چهار ركن جهان : خاور و باختر و شمال و جنوب چهار تن ميباشند . رجوع به غياث اللغات و تعريفات جرجانى شود . [ 2 - ) ] و اين فن مستند بر دلايل بىمنطق و امور اتفاقى است و بر هيچيك از وقايع آن دليلى اقامه نميشود ( ب ) ( ا ) ( ك ) . [ 3 - ) ] قران ( بكسر اول ) در اصطلاح نجوم يك جا شدن دو كوكب از جملهء هفت ستاره سياره سواى شمس در برجى بيك درجه يا بيك دقيقه است ( غياث ) . [ 4 - ) ] مقصود كشف اسرار غيبى و بخت و طالع است .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 207 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى