تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
هشت شكل گذارده مىشود . آنگاه زير هر يك از دو شكل يك شكل ديگر ايجاد ميكنند باعتبار آنكه در هر يك از مراتب دو شكل جفت يا طاق فراهم ميآيد و در نتيجه چهار شكل ديگر در زير آن واقع مىشود ، سپس در زير اين چهار شكل نيز دو شكل ديگر به همان طريق پديد ميآورند و آنگاه از زير دو شكل مزبور نيز يك شكل ايجاد ميكنند سپس از اين شكل پانزدهم با شكل نخستين شكلى درست ميكنند كه آخر شانزده شكل است و آنگاه خطوطى را كه ترسيم كرده‌اند مورد دقت قرار ميدهند و همهء اشكال را بر حسب مقتضيات سعد و نحسى كه از لحاظ اصل شكل و تقابل و تأثير و امتزاج و دلالت آن بر انواع موجودات و جز اينها ايجاب مىكند در نظر ميگيرند و سرانجام بقضاوت بىمنطق شگفتى ميپردازند . و اين صناعت در شهرهاى پر جمعيت و مراكز تمدن و عمران توسعه و فزونى يافته و دربارهء آن كتبى تأليف كرده‌اند و بزرگانى از پيشينيان و متأخران در آن شهرت يافته‌اند ، ولى چنان كه ديده شد صناعت مزبور به هيچ منطقى متكى نيست و ساختهء هوى و هوس‌هاى افراد است . و تحقيقى كه سزاست در مد نظر آوريم اينست كه غيب بينىها از راه فن و صناعت درك نميشود و جز براى خواص بشر كه بفطرت قادرند از عالم حس غيبت كنند و به عالم روح بپيوندند راهى بشناختن آن نيست . و به همين سبب همهء ستاره شناسان اين صنف را زهره‌اى مينامند ، منسوب به ستارهء زهره ، كه ميگويند اين ستاره در اصل مواليد ايشان بر ادراك غيب دلالت مىكند ، بنابر اين خط كشيدن و ديگر امور مربوط به غيبگويى اگر از اين نظر باشد كه فالبين از صاحبان اين خاصيت است و اين امور را بدان مقصود بر ميگزيند كه در نگريستن به نقطه‌ها يا استخوانها ( كت بينى ) يا جز اينها حس را مشغول سازد تا نفس لحظهء خاصى بعالم روحانيت رجوع كند ، آن وقت كار او از قبيل سنگريزه ديدن ( فال نخود ) و نگريستن در دل‌هاى جانوران ( كت بينى ) و آينه بينى خواهد بود چنان كه در پيش ياد كرديم . ليكن اگر مقصود وى چنين نباشد ، بلكه آهنگ آن كند كه با اين صناعت از غيب خبر دهد و چنين كارى را سودمند بداند در چنين شرايطى گفتار و كردار وى ياوه و