تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
اهل خط ( رمالان ) پديد آمدند از ستارگان و اوضاع فلكى عدول كردند زيرا به كار بردن آلات و ابزار و تعديل ستارگان از راه محاسبات نجومى بر ايشان دشوار بود و بجاى اين گونه اعمال اشكال خطى ياد كرده را استخراج و آنها را شانزده خانه از خانه‌ها و اوتاد فلك فرض كردند و بر حسب سيارات آنها را بانواع سعد و نحس و ممتزج تقسيم نمودند و از همهء تقابل‌ها فقط به تسديس [ 1 ] اكتفا كردند و احكام نجومى را بر آن وارد آوردند چنان كه در مسائل عمل ميكنند ، زيرا همچنانكه در پيش ياد كرديم دلالت هر يك از آن دو غير طبيعى است . و اين صناعت را بسيارى از مردم بىكاره در شهرها وسيلهء معاش خود ساخته‌اند و دربارهء آن تصنيفاتى كرده و قواعد و اصول آن را فراهم آورده‌اند چنان كه زناتى [ 2 ] ] [ 3 ] و ديگران درين باره تأليفاتى كرده‌اند . و گاهى كسانى از اهل اين صناعت براى ادراك غيب حواس خود را بنگريستن در اشكال خطوط مزبور مشغول و متوجه ميسازند و آنگاه حالت استعدادى بر آنان عارض مىشود مانند حالت كسانى كه بفطرت بر ادراك غيب آفريده شده‌اند چنان كه در آينده ياد خواهيم كرد . چنين كسانى در ميان اهل اين صناعت از ديگران شريفترند . و بارى صاحبان اين فن مىپندارند كه اصل رمل و خط ، از نبوت‌هاى كهن درين جهانست و چه بسا كه آن را مانند كليهء صنايع به دانيال يا ادريس نسبت ميدهند و گاهى هم مدعى مشروع بودن آن ميشوند و بگفتار پيامبر استدلال ميكنند كه فرمود : « پيامبرى خط ميكشيده است پس خط او براى هر كس سازگار مىبود آن خط چنان بود » [ 4 ] و در اين حديث دليلى بر مشروعيت خط رمل نيست چنان كه برخى از بىخبران گمان ميكنند ، زيرا معنى حديث اينست كه پيامبرى خط ميكشيده و هنگام خط كشيدن وحى بر او نازل ميشده است و محال نيست كه عادت پيامبرى هنگام وحى چنين باشد پس خط آن نبى براى هر كس موافق بيرون ميآمد ، چنان
هامش
[ 1 - ) ] از اصطلاحات نجوم است ، يعنى فاصلهء شصت درجه . رجوع به « غياث » شود . [ 2 - ) ] منسوب به زناته ( بكسر ) كه قبيله‌ايست در مغرب . [ 3 - ) ] قسمت داخل كروشه از چاپ پاريس ترجمه شد . [ 4 - ) ] رجوع به ص 259 نفايس - الفنون شود .