تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
ايشان آن عقلى را كه تكليف بدان وابستگى دارد از دست داده‌اند كه صفت خاصهء [ 1 ] نفس مىباشد و عبارت از دانستنيهاى ضرورى براى انسانست كه نظر و انديشهء خويش را بدانها استوار مىكند و به وضع معاش و اصلاح امور مسكن خويش آگاه مىشود . و شايد اگر كسى وضع معاش و اصلاح امور مسكن خويش را باز شناسد آن وقت جاى بهانه براى پذيرفتن تكاليفى كه باصلاح معاد او اختصاص دارد برايش باقى نماند ولى فقدان اين صفت سبب نميشود كه نفس خود را از دست بدهد و موجب آن نميگردد كه حقيقت وجود خويش را از ياد ببرد و بنابر اين حقيقت ذات او موجود است ولى از عقل تكليفى كه همان شناختن امور معاش است بهره‌مند نيست . و اين امر محال نميباشد و برگزيدن خداى بندگان خود را متوقف بر اين نيست كه آنان بتكاليفى آشنا باشند . و هر گاه اين امر صحيح باشد بايد دانست كه چه بسا حالت اين گروه با ديوانگان اشتباه مىشود كه نفوس ناطقهء آنان تباهى ميپذيرد و به بهائم مىپيوندند و براى باز شناختن آنان از يك ديگر نشانه‌هايى وجود دارد از اين قبيل : 1 - اين بهلول صفتان را بر طريقتى مخصوص مىيابيم كه هرگز از آن فارغ نيستند مانند ذكر و عبادت ، ولى اين ذكر گويى و پرستش بر وفق شروط شرعى نيست زيرا چنان كه گفتيم آنان پايبند به تكليف و قيودى نيستند . ولى مجانين را هرگز بر هيچگونه طريقتى نمىيابيم . 2 - بهلول صفتان از آغاز خردسالى بصفت ابلهى شناخته ميشوند و خلقت آنان بر اين شيوه است ولى ديوانگان آنگاه كه مدتى از زندگى آنان سپرى مىشود بسبب عوارض طبيعى كه به آنان ميرسد دچار ديوانگى ميشوند . و از اين رو پس از آنكه جنون بر آنان عارض ميگردد و به نفوس ناطقهء آنان فساد راه مىيابد در ورطهء سرگردانى و نوميدى سقوط ميكنند . 3 - بهلول صفتان در ميان مردم بتصرفات نيك يا بد ميپردازند و شگفتيهاى بسيار از آنان پديد ميآيد چه تصرفات اين گروه به علت مكلف نبودن موقوف بر
هامش
[ 1 - ) ] خاصهء هر شيئى آنست كه بدون آن شىء يافت نميشود ولى آن شىء ممكن است بدون خاصه وجود داشته باشد ، مثلا الف و لام بدون اسم به كار نميرود ولى اسم بدون الف و لام استعمال مىشود .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 205 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى