تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
ميدهد كه بىاندازه به حالت خواب شبيه است ، هر چند خواب بدرجات از آن فروتر است . و بسبب همين تشابه شارع از رؤيا بدينسان تعبير كرده است كه : خواب يكى از چهل و شش جزء نبوت بشمار ميرود و در روايتى چهل و سه و در روايت ديگر هفتاد جزء آمده است ، ليكن در همهء آنها مقصود اصلى عدد نيست بلكه مراد فزونى در تفاوت اين مراتب است بدليل آنكه در بعضى از طرق روايت كلمهء « سبعين » يا هفتاد استعمال شده است كه عرب آن را براى تكثير و فزونى به كار ميبرد [ 1 ] و برخى در روايت چهل و شش جزء نبوت گفته‌اند : وحى در آغاز بوسيلهء رؤيا مدت شش ماه بوده كه نيمى از سالست و تمام مدت نبوت در مكه و مدينه بيست و سه سال بوده است و بنابر اين نصف سال آن جزئى از چهل و شش است ، ليكن اين گفتار دور از تحقيق است زيرا اين مدت نبوت براى پيامبر ما روى داده و از كجا معلوم كه ديگر پيامبران هم در يك چنين مدتى نبوت كرده‌اند ؟ گذشته ازين ، سنجش مزبور تنها زمان رؤيا را نسبت به زمان نبوت تعيين مىكند ولى حقيقت رؤيا را نسبت بحقيقت نبوت نشان نميدهد و هر گاه از آنچه نخست دربارهء رؤيا ياد كرديم اين موضوع روشن گردد آن وقت دانسته مىشود كه معنى اين جزء ، نسبت دادن نخستين استعداد عمومى بشر باستعداد نزديك خاص گروه پيامبرانست كه در آنان . صلوات الله عليهم ، فطريست ، زيرا استعداد مزبور هر چند در بشر عمومى است ليكن استعداد دوريست و همراه آن عوايق و موانع بسيار وجود دارد تا بالفعل حاصل آيد و ميتوان بزرگترين موانع آن را حواس ظاهر شمرد . ليكن خدا سرشت بشر را چنان آفريده كه ميتواند بر اين مانع ظفر يابد يعنى بوسيلهء خواب كه براى او امرى ذاتى و طبيعى است پردهء حواس را بر گيرد و آنگاه هنگام برداشته شدن اين پرده نفس را در تجلى گاه معرفت قرار دهد تا بدان بر عالم حقيقت احاطه يابد . اينست كه بعضى اوقات هنگام خواب لحظهء بخصوصى را درك ميكنيم كه در آن به مطلوب خويش كامياب ميشويم و به همين سبب شارع رؤيا را از نويد دهنده‌ها قرار داده است چنان كه فرمود : از نبوت بجز نويد دهنده‌ها چيزى
هامش
[ 1 - ) ] رجوع به تفسير آيهء 81 سورهء التوبه شود كه مفسران گفته‌اند « سبعين » براى مبالغه آمده است .