تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
قرين باشد و هنگامى كه اين وضع كمال يابد آن نبوتى هم كه وضع فلكى بر آن دلالت مىكند كمال ميپذيرد و نقصان آن وضع فلكى اقتضا مىكند كه طبيعتى از نوع خود آن پديد آيد و مقتضى نقصان باشد و بر حسب مطالبى كه ياد كرديم مفهوم كاهن همين است و بنابر اين پيش از كمال يافتن آن وضع كامل وضع ناقص روى ميدهد و مقتضى وجود يك يا چندين كاهن مىباشد و هر گاه آن وضع فلكى كمال يابد وجود آن پيامبر نيز بمرحلهء كمال خود ميرسد ، و آن وقت اوضاعى كه بر نظير آن طبيعت دلالت ميكرد منقضى ميگردد و ديگر از آن هيچ نشانه‌اى يافت نميشود . و اين بيان حكما مبتنى بر اينست كه قسمتى از وضع فلكى اقتضاى قسمتى از آثار آن را داشته باشد در صورتى كه اين امر مسلم نيست ، پس شايد وضع فلكى اين اثر را به شكل خاصى كه دارد نشان دهد ولى اگر بعضى از اجزاى آن نقصان يابد آن وقت هيچ اثرى را نشان ندهد ، نه اينكه چنان كه گفته‌اند اقتضا مىكند آن اثر ناقص باشد . گذشته ازين اگر آن كاهنان همزمان روزگار نبوت باشند آنها بيش از هر كس براستى پيامبر و دلالت معجزهء او آگاه ميباشند ، زيرا اندكى از ادراك امر نبوت در آنان يافت مىشود چنان كه هر انسانى موضوع خواب را درك مىكند و هر كاهنى نسبت پيامبرى را با عقل موافق ميداند و اين امر در نزد آنان از موضوع خواب براى شخص نائم هم آشكارتر است ليكن تنها چيزى كه كاهنان را از تصديق امر نبوت باز ميدارد و ايشان را بتكذيب پيامبران بر ميانگيزاند حس آزمنديهاى آنان است كه طمع مىبندند نبوت ايشان را باشد و در نتيجه در پرتگاه كينه‌ورى و دشمنى فرو ميافتند چنان كه امية بن ابى الصلت در اين ورطه فرو افتاد چه او طمع داشت ادعاى نبوت كند . همچنانكه ابن صياد و مسيلمه و ديگر پيامبر نمايان در همين لغزشگاه فرو رفتند . ليكن اگر ايمان بر مطامع چيرگى يابد و از اين گونه آرزوها و آزمنديها دل بردارند ببهترين وجهى ايمان ميآورند مانند طليحهء اسدى و سواد بن قارب [ 1 ] كه آثار مجاهدات آنان در فتوحات اسلامى گواه بارزى بر ايمان استوار ايشان است .
هامش
[ 1 - ) ] قارب بن الاسود ( پ ) ولى صحيح همان « سواد بن قارب » است . رجوع به جلد اول سيرهء ابن هشام شود كه در حاشيهء آرد : « كاهنى بود ، اسلام آورد » .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 187 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى