رؤيا چيست
؟ حقيقت رؤيا اين است كه براى نفس ناطقه [ 1 ] در ذات روحانيت آن در لحظهء خاصى از زمان دربارهء اشكال وقايع و پيش آمدها مطالعه [ 2 ] دست ميدهد چه اين نفس هنگامى كه در مرتبهء روحانى است اشكال و صور حوادث بفعل ( نه بقوه ) در آن وجود دارد و اين امر خاصيت كليهء ذوات روحانيست و مرتبهء روحانى نفس ناطقه هنگامى است كه از مواد جسمانى و حواس و ادراكات ظاهرى و بدنى مجرد شود و اين مرتبه گاهى در لحظهء معينى به علت خواب براى آن حاصل مىشود ( چنان كه ياد ميكنم ) و در آن لحظه علم آنچه را بدان مشتاق است اقتباس مىكند و نفس ناطقه آن معرفت را بادراكات خود ميسپرد و اگر اقتباس آن معلومات به علت عدم خلوص آن ضعيف و مبهم باشد محتاج به تعبير يا خوابگزارى ميشوند .
ولى گاهى اقتباس آن معلومات قويست بدانسان كه از همانند كردن بىنياز ميشوند و آنگاه به علت خلوص آنها از نمونه و تشبيه نيازى به خوابگزارى نيست و سبب روى دادن چنين لحظهء خاصى براى نفس اين است كه نفس بالقوه داراى ذاتى روحانيست كه بسبب بدن و ادراكات آن كمال مىپذيرد بدانسان كه ذات آن تعقل محض مىشود و وجودش بالفعل نيز تكميل ميگردد و درين حالت ذاتى روحانيست كه بدون هيچيك از ابزار بدنى ادراك مىكند ولى نوع آن در جهان روحانيات از نوع فرشتگان كه در افق برين جاى دارند فروتر است ، گروهى كه كمال ذوات آنها وابسته بهيچيك از ادراكات بدنى و غير بدنى نيست . ليكن چنين استعدادى براى نفس ناطقه تا هنگامى ميسر است كه وابسته به تن باشد و بر دو گونه مىباشد : نوعى خاص مانند استعداد اوليا و نوع ديگر عام است كه بعموم افراد بشر تعلق دارد و موضوع رؤيا همين استعداد عام است . و اما ذات روحانى پيامبران داراى استعداد تجرد و انسلاخ از بشريت و پيوستن به جهان فرشتگى محض است كه برترين درجات روحانيت بشمار ميرود و اين استعداد بارها در ايشان در حالات وحى نمودار مىشود و هنگامى كه از ادراكات و حواس بدنى بجهانى برتر ارتقا مىيابند عالمى بايشان دست
هامش
[ 1 - ) ] نفس ناطقه جوهريست كه در ذات از ماده مجرد است ولى در افعال با آن مقارن مىباشد ( تعريفات جرجانى ) .
[ 2 - ) ] مطالعه در اينجا عبارت از اينست كه براى عارفانى كه بار سنگين امامت را متحمل ميشوند توفيقاتى از جانب حق دست ميدهد بىآنكه آنها را بطلبند و خود مسئلت كنند ( تعريفات جرجانى ) .