تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
از بشريت تجرد يابد و بروحانيتى كه برتر از مرتبهء آنست ارتقا يابد و اين حالت در لحظاتى خاص براى افراد بشرى كه در زمرهء پيامبران بوده‌اند به علت فطرتى كه بر آن آفريده شده‌اند حاصل آمده و ثابت شده است كه اين حالت براى ايشان بى اكتساب و بىيارى جستن به هيچيك از مشاعر يا تصورات يا افعال بدنى خواه با سخن گفتن يا حركتى بخصوص يا هيچگونه عمل ديگرى روى ميدهد ، بلكه اين حالت تجرد از بشريت و ارتقاى بفرشتگى است كه بفطرت در لحظه‌اى كوتاهتر از يك چشم بر هم زدن به آنان دست ميدهد و هر گاه قضيه چنين باشد و اين استعداد در طبيعت بشر موجود باشد تقسيم منطقى و متكى بعقل حكم مىكند كه دستهء ديگرى از بشر هم يافت شود كه نسبت بپايهء صنف نخستين در مرحلهء نقصان باشند ، نقصانى كه يكى از اضداد نسبت بضد كامل خود دارد . زيرا يارى نجستن به چيزى در اين ادراك ضد يارى جستن به آنست و ميان آن دو تفاوتى عظيم مىباشد . پس بر حسب تقسيم ياد كرده هر گاه صنف ضد آن لازم آيد رواست كه در اينجا صنف ديگرى از بشر را در نظر آوريم كه نيروى عاقله‌اش بفطرت حركت فكرى او را از روى اراده بجنبش در آورد و اين هنگامى است كه اشتياق بدان دروى برانگيخته مىشود ، در حالى كه جبلت و سرشت وى براى رسيدن بدان نقصان دارد و از اين رو هنگامى كه عوايق او را از انجام دادن آن عاجز ميكنند بفطرت بامور جزئى محسوس يا موهوم متشبث ميگردد مانند اجسام شفاف و استخوانهاى حيوانات و سجع گويى در سخن گفتن و حركات پرندگان يا حيوانات را بفال بد يا نيك گرفتن . و آنگاه اين احساس يا تخيل را ادامه ميدهد و براى تجردى كه آهنگ آن را دارد از اين گونه امور يارى ميجويد چنان كه اعمال مزبور بمنزلهء برانگيزاننده و مشوق اوست . و نيرويى كه در اين گونه كسان مبدأ اين ادراك مىباشد همان كاهنى است . و بسبب آنكه اين گونه نفوس بفطرت بر نقصان و قصور از رسيدن به كمال آفريده شده‌اند [ 1 ] ، ادراك ايشان در جزئيات بيش از كليات است و از اين رو قوهء متخيلهء آنان در نهايت نيرومندى است زيرا اين نيرو
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » عبارت چنين است : . . . به كمال آفريده شده‌اند و ادراك ايشان بجزئيات متشبث مىباشد و از كليات غافل است .