تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مىتوانند با همان غرايز با آن وجههء روحانى روبرو شوند و در طبايع آنان شيفتگى و رغبت بعبادت بدانسان تخمير شده است كه با همان وجههء روحانى طريق آن بر ايشان كشف مىشود و بسوى آن به سهولت ميشتابند . اينست كه پيامبران با اين نوع تجرد و انسلاخ هر وقت بخواهند بدان افق متوجه ميشوند و اين به يارى فطرتى است كه بر آن آفريده شده‌اند نه بوسيلهء اكتساب يا آموختن و چون بدان افق متوجه ميشوند و از بشريت خود تجرد مييابند و در آن ملا اعلى آنچه را بايد ، فرا ميگيرند ، به منظور فلسفهء تبليغ بندگان بادراكات بشرى و قواى انسانى باز مىگردند چنان كه يك بار يكى از آنان بانگى رعد آسا ميشنود [ 1 ] و اين بانگ همچون رمزيست كه از آن مفهوم آنچه را بر وى القا شده استنباط مىكند و چون آن بانگ پايان پذيرفت مطلب را درك مىكند و آن را ميفهمد و بار ديگر فرشته‌اى كه بوى القا مىكند به صورت مردى مجسم مىشود و با او سخن ميگويد و وى آنچه را فرشته القا مىكند در مىيابد و حفظ مىكند و فرا گرفتن از فرشته و بازگشت به مشاعر بشرى و فهميدن القاءاتي كه بر وى نازل مىشود ، همهء اينها گويى در يك لحظه است ، لحظه‌اى كه از يك چشم بر هم زدن هم كمتر است ، زيرا اين حالات در زمانى دست نميدهد بلكه همهء آنها با هم تجلى مىكند و به نظر ميآيد كه در سريعترين اوقات روى داده است و به همين سبب چنين حالاتى را وحى ناميده‌اند زيرا وحى در لغت بمعنى سرعت كردن است . و بايد دانست كه بر حسب نظر محققان حالت نخستين يعنى شنيدن بانگ رعد آسا رتبهء پيامبران نامرسل و حالت دوم يعنى تجسم يافتن فرشته به صورت مردى كه طرف مكالمه است مقام و منزلت پيامبران مرسل است و به همين سبب از حالت نخستين كاملتر است و اين معنى حديثى است كه پيامبر ، ص ، در آن وحى را تفسير فرموده هنگامى كه حرث [ 2 ] بن هشام از وى پرسيده است چگونه وحى بر تو نازل مىشود و فرموده است : گاهى آوازى چون انعكاس صوت زنگ بگوشم ميرسد و اين شديدترين حالتى است كه بر من عارض ميگردد ، آنگاه آن
هامش
[ 1 - ) ] اشاره به حديث پيغمبر دربارهء وحى كه در پيش گذشت . [ 2 - ) ] حارث ( ن . ل )