آنها محدود است زيرا از جهت مبدأ به مسائل اولى و بديهى منتهى ميشوند و از آنها در نميگذرند و اگر آن فكر تباهى پذيرد آنچه پس از آن مسائل هست نيز تباهى مىپذيرد . و اين مرحله اغلب دايرهء ادراك جسمانى بشريست كه دريافتها و مشاعر دانشمندان بدان منتهى مىشود و در آن رسوخ مىيابند .
و گروه ديگر از نفوس بشرى در اين حركت فكرى متوجه بسوى عقل روحانى و ادراكى ميشوند كه بابزار بدن نيازمند نيست ، زيرا آنها در اين باره بر استعداد خاصى آفريده شدهاند و در نتيجه دايرهء ادراك آنها از مسائل اولى و بديهى كه نخستين دايرهء ادراك بشرى است در ميگذرد و وسعت مييابد و در تجليگاه مشاهدات باطنى ميخرامد و اين گونه مشاهدات سراسر ادراك و وجدانست و حدود و ثغورى ندارد و آغاز و پايان آن نامعلومست . و اين مخصوص مشاعر و ادراكات اولياست ، خداوندان دانشهاى لدنى [ 1 ] و معارف ربانى و چنين ادراكاتى پس از مرگ براى سعادتمندان در برزخ [ 2 ] حاصل مىشود .
و دستهء سوم نفوسى هستند كه بفطرت بر تجرد و انسلاخ از همهء امور جسمانى و روحانى بشرى آفريده شدهاند و بسوى فرشتگان افق برين ارتقا مىيابند تا در لحظهء خاصى بفعل نيز در شمار فرشتگان در آيند و براى آنان شهود ملا اعلى در افقى كه بدان اختصاص دارند و شنيدن سخن نفسانى و خطاب الهى در آن لحظهء خاص حاصل شود .
و ايشان پيامبرانند ، صلوات الله و سلامه عليهم ، كه خدا تجرد و انسلاخ از بشريت را در آن لحظهء خاص كه همان حالت وحى است از روى فطرت به آنان ارزانى داشته و آن را سرشت و جبلتى در ايشان قرار داده و آنان را بر آن سرشت بيافريده است و تا هنگامى كه بر خلقت بشريت هستند آنان را از موانع و عوايق بدن منزه ساخته است زيرا در غرايز ايشان چنان اعتدال و استقامتى [ 3 ] آفريده شده كه
هامش
[ 1 - ) ] ( بفتح اول - ضم دال ) آنچه كسى را بدون سعى او و كوشش غير محض بفضل خويش از نزد خود حق تعالى عطا فرموده باشد يا بدون تعليم غير از نزد طبيعت ذهن او باشد منسوب به « لدن » بمعنى نزد ( غياث ) .
[ 2 - ) ] اعراف را برزخ ميان بهشت و دوزخ گويند و هم برزخ زمانهايست كه ما بين وقت مرگ و زمان قيامت است ( غياث ) .
[ 3 - ) ] مقصود از استقامت نداشتن اعوجاج و كژى معنوى است .