تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
يابد چنان كه در اين باره گفتگو خواهيم كرد . و چنان كه ياد كرديم ناگزير اين درجه بر حسب كيفيت و حالتى كه در مواليد مرتب هست بايد بافق ما بعد خود متصل باشد و از اين رو نفس را در اتصال دو جهت است : يكى برين و ديگرى فرودين و از جهت فرودين به بدن پيوسته است و بدان مدركات حسى را كسب مىكند كه بوسيلهء آنها براى تعقل بفعل مستعد مىشود و از جهت برين بافق فرشتگان پيوسته مىباشد و بدان مدركات علمى و غيبى را كسب مىكند ، چه عالم حوادث در تعقلات فرشتگان بدون زمان موجود است و اين بر حسب مطالبى است كه گفتيم در عالم هستى بسبب اتصال ذوات و قواى آنها به يكديگر نظم و ترتيب استوارى وجود دارد . آنگاه بايد دانست كه نفس انسانى از نظر نهانست و به چشم ديده نميشود ولى آثار آن در بدن نمودار مىباشد چنان كه ميتوان گفت بدن و كليهء اجزاى آن خواه رويهمرفته و بطور مجموع و خواه بطور مجزا بمنزلهء ابزارى براى نفس و نيروهاى آن مىباشد چنان كه يا محل ظهور فاعليت آنست از قبيل گرفتن و تصرف به دست و راه رفتن به پا و سخن گفتن به زبان و حركت عمومى بدن در حال تدافع . و يا تجلى گاه ادراكات آن مىباشد ، و هر چند نيروهاى ادراك از لحاظ درجه بندى بسوى نيروهاى برين نفس ارتقا مىيابند و از تجليات نيروى متفكره بشمار ميروند كه از آن به نيروى ناطقه هم تعبير مىشود ، نيروهاى حس ظاهرى با همهء ابزار خود چون : شنوايى و بينايى و جز اينها بسوى باطن ارتقا مىيابند ، و نخستين آنها حس مشترك است و آن نيرويى است كه محسوسات را چون ديدنيها و شنيدنيها و بسودنيها و جز اينها در يك حالت درك مىكند و به همين سبب از نيروى حس ظاهرى متمايز شده است زيرا محسوسات در حس ظاهرى يكباره و در يك وقت فراهم نميآيند و متمركز نميشوند . آنگاه حس مشترك آن مدركات را به نيروى خيال مىرساند و آن نيرويى است كه هر محسوسى را در نفس تجسم ميدهد چنان كه فقط از مواد خارجى مجرد باشد . ابزار تصرف اين دو نيرو يعنى حس مشترك و خيال بطن اول دماغست كه قسمت مقدم آن ويژهء نخستين و قسمت مؤخر آن از آن نيروى دوم است . آنگاه نيروى خيال به واهمه و حافظه ارتقا