قيامت بيش از همهء آنها پيروان و امت داشته باشم و اشاره به اين معنى ميفرمايد كه معجزه وقتى در وضوح و قوت دلالت بدين منزلت باشد ، كه در حقيقت نفس وحى است ، آن وقت به علت همين وضوح ، حقيقت و راستى آن افزونتر خواهد بود و در نتيجه تصديق كننده و ايمان آورنده كه عبارت از پيرو و امت است نيز بيشتر خواهد داشت « و خداى سبحانه داناتر است » [ 1 ] و هم اكنون تفسير حقيقت نبوت را بنابر آنچه بيشتر محققان تشريح كردهاند ياد ميكنيم و آنگاه بذكر حقيقت كاهنى و سپس رؤيا و سرانجام به وضع منجمان و غيبگويان و ديگر مسائل مربوط به غيبگويى ميپردازيم :
بايد دانست ( خدا ما و ترا رهبرى كند ) كه اين جهان را با همهء آفريدگانى كه در آن هست چنان مىبينيم كه بر شكلى از ترتيب و استوارى و وابستگى علل بمعلولات و پيوستگى كاينات و هستيها به يكديگر و تبديل و استحالهء بعضى از موجودات به برخى ديگر است ، چنان كه شگفتيهاى آن در اين باره غايت ندارد و در اين خصوص از جهان محسوس جسمانى آغاز ميكنم و نخست عالم عناصر را كه به چشم مىبينيم مثال ميآورم كه چگونه درجه بدرجه از زمين بالا ميرود و نخست به آب و آنگاه به هوا ميرسد و سپس به آتش مىپيوندد چنان كه يكى به ديگرى پيوسته است و هر يك از آنها استعداد آن را دارد كه بعنصر نزديكش تبديل شود يعنى بدرجهء برين بر آيد يا بمرحلهء فرودين فرود آيد چنان كه گاهى هم بهم تبديل مىيابند . و عنصر برين لطيفتر از عنصر پيش از آنست تا به عالم افلاك منتهى مىشود كه آن از همه لطيفتر است و جهان افلاك به صورت طبقات بهم پيوسته است و بشكلى است كه حس فقط حركات آنها را درك مىكند . و برخى بوسيلهء آن حركات بشناسايى مقادير و اوضاع آنها رهبرى ميشوند و بوجود ذواتى كه داراى اين آثار در حركات افلاك هستند آگاه ميگردند . آنگاه بايد بدين جهان مواليد در نگريم و ببينيم چگونه به ترتيب نخست از كانها و آنگاه از گياهان و سپس از جانوران آغاز مىشود ، آن هم بدين شكل بديع كه بطور كامل
هامش
[ 1 - ) ] قسمت داخل گيومه فقط در يك چاپ ديده مىشود .