و اين اسامى مترادف را بر ملتهايى اطلاق ميكنند كه رنگ آنان بسياهى تغيير يافته باشد ، هر چند نام حبشى بگروهى اختصاص دارد كه در روبروى مكه و يمن بسر مىبرند و زنگى مخصوص مردمانى است كه در برابر درياى هند سكونت دارند .
و اين نامها را بر آنان از اين سبب اطلاق نكردهاند كه آنها به انسانى سياهپوست ، يعنى حام و يا جزوى انتساب دارند چه بتجربه ثابت شده است كه كسانى از سياهان جنوب در اقليم معتدل چهارم يا اقليم منحرف هفتم يعنى مساكن سفيد پوستان سكونت گزيدهاند و در نتيجه بمرور زمان رنگ پوست اعقاب آنان بسپيدى گراييده است و بر عكس كسانى از ساكنان شمال يا اقليم چهارم بجنوب رفته و در آن ناحيه سكونت گزيدهاند و رنگ نسلهاى آيندهء آنان بسياهى تغيير يافته است و اين امر دليل بر آنست كه رنگ بدن تابع خاصيت هوا است . ابن سينا در ارجوزهء طبى خود گويد : « در زنگبار گرمايى است كه رنگ بدن مردم را تغيير داده است بقسمى كه پوست بدن آنها را سياه كرده است و مردم صقلب ( اسلاو ) سفيد پوست شدهاند تا آنجا كه پوست بدن آنان نرم و شفاف مىباشد » .
اما ساكنان نواحى شمالى كرهء زمين باعتبار رنگ بدنشان نامگذارى نشدهاند زيرا سفيدى رنگ اهل همان زبانى بود كه واضع اين نامها بودند و بنابر اين غرابتى در ميان نبود . چنان كه مىبينيم ساكنان آن سرزمين مانند : تركان و صقالبه ( اسلاوها ) و طغرغر [ 1 ] و خزر و لان و بسيارى از فرنگيان و يأجوج و مأجوج هر يك داراى نامهاى مختلفى هستند و نسلهاى بىشمارى داشتهاند و آنها نيز باسامى گوناگونى ناميده شدهاند . و اما مردم اقليمهاى سهگانهء ميانى ، كه در مناطق معتدل مركزى بسر مىبرند ، از لحاظ خلقت و خوى و سيرت در حد اعتدال ميباشند و بكليهء شرايط طبيعى براى ايجاد تمدن و عمران از قبيل : امر معاش ( اقتصاد ) و مسكن و هنر و دانش و فرمانروايى و كشور دارى اختصاص يافتهاند و اعمال ايشان بر صفت اعتدال بوده است چنان كه در ميان آنان دعوتهاى پيامبرى پديد آمده است و بتأسيس كشورها و تشكيل دولتها و وضع شرايع و قوانين
هامش
[ 1 - ) ] « طغرغر » يا « تغرغر » بر قومى از تركان اطلاق ميشده كه در سرزمينهاى ميان خراسان و چين ميزيستهاند ( دسلان ، ص 172 ج 1 ) .