تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

مقدمه چهارم دربارهء تأثير هوا در اخلاق بشر

سبكى و سبكسرى و شادى و طرب بىاندازه را هر كسى در سياهپوستان ديده است . آنها شيفتهء رقص و پايكوبىاند و هر ساز و آهنگى آنان را برقص و طرب وا ميدارد و در همهء جهان بابلهى و حماقت موصوف‌اند . و چنان كه در جاى خود در دانش حكمت ثابت شده است علت صحيح اين امر اينست كه طبيعت شادى و طرب عبارت از انتشار و گسترش روح حيوانى [ 1 ] ، و بر عكس طبيعت اندوه انقباض و تكاثف [ 2 ] آنست . و نيز معلوم است كه حرارت ، هوا و بخار را مىپراكند و متخلخل [ 3 ] ميسازد و بر كميت آن ميافزايد و به همين سبب بمستان چنان شادى و فرحى دست ميدهد كه به وصف در نميآيد زيرا بخار روح بسبب حرارت غريزى داخل قلب مىشود و خاصيت تندى شراب آن را در روح بر ميانگيزد و در نتيجه روح انتشار و انبساط مييابد و طبيعت شادى بمست روى ميآورد . همچنين آنان كه بگرمابه ميروند هنگامى كه در هواى آن تنفس كنند و حرارت هوا بروح آنان پيوندد و در نتيجهء آن روح آنان گرمى پذيرد شادى و فرح به آنان روى ميدهد و چه بسا كه در بسيارى از اين گونه كسان از شدت شادى حالت وجد و سرودخوانى پديد ميآيد و از شادى برانگيخته ميشوند . و چون سياهان در اقليم گرم بسر مىبرند و گرما بر مزاج آنان و هم بر اصل مواد تكوينى ايشان استيلا مىيابد ، روح آنان به نسبت بدن و اقليمشان سرشار از حرارت
هامش
[ 1 - ) ] روح حيوانى جسم لطيفى است كه منبع آن تجويف قلب جسمانى است و بوسيلهء وريدها بديگر اعضاى تن پراكنده مىشود ( تعريفات جرجانى ) . [ 2 - ) ] تكاثف فشردگى كمبود حجم اجزاى مركب است بىآنكه جزئى از آنها جدا شود ( تعريفات ) . [ 3 - ) ] تخلخل افزايش حجمى است بىآنكه چيزى از خارج بدان پيوسته شود و آن ضد تكاثف است ( تعريفات ) .