بشيوههاى ديگرى همچون اخلاق و صفات و مشخصات روحى نيز ميتوان اقوام گوناگون را از يك ديگر باز شناخت و بنابر اين درست نيست نظريهء كسانى را بپذيريم كه ميگويند مردم فلان منطقهء معين خواه شمال يا جنوب چون از نسل فلان شخصيت معلوم ميباشند واجد خصوصيتهايى هستند كه در آن دنيا وجود داشته است از قبيل : رنگ يا مذهب يا خطوط و نشانههاى چهره . و چنين عقيدهاى را بهيچرو نميتوان تعميم داد چه اين پندار از اغلاط گروهى است كه از طبايع كاينات و مناطق بىخبراند و كليهء خصوصيتهايى كه آنان دليل ميآورند بهيچرو در اعقاب و فرزندان پايدار نمىماند و نميتوان آنها را تغيير ناپذير دانست .
سنت خداست در ميان بندگانش ، و هرگز سنت خدا را تغييرى نخواهى يافت [ 1 ] .
هامش
[ 1 - ) ] سُنَّتَ الله الَّتِي قَدْ خَلَتْ في عِبادِهِ 40 : 85 . سورهء المؤمن ، آيهء 85 . وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تَبْدِيلًا 33 : 62 . سورهء الاحزاب ، آيهء 62 . در چاپهاى مصر و بيروت پس از آيات مزبور فصل بدينسان پايان مىيابد : « و خدا و پيامبر او بامور نهانى داناتراند و نيكوتر داورى ميكنند و ايزد خداوندگار روزى دهنده و مهربان و بخشايشگر است » .