تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
سيه رويى به حام به علت ياد كرده در نتيجهء بىخبرى و غفلت گويندهء آن از طبيعت گرما و سرما و تأثير آن دو در هوا و تكوين حيوانات اين گونه محيطها است . زيرا مردمان اقليم نخستين و دوم از اين رو سياه پوست شده‌اند كه هواى اقليم‌هاى ايشان به علت گرماى جنوب نسبت بنواحى معتدل دو چندان گرم است زيرا خورشيد در هر سال دو بار در سمت رأس آنان واقع مىشود و فاصلهء زمانى ميان اين دو بار كوتاه است و در نتيجهء اين تقابل در همهء فصول بدرازا ميكشد و بسبب آن نور افزايش مييابد و گرماى سخت بر آنان ميتابد و به علت افراط گرما پوست بدن آنان سياه مىشود . و نقطهء مقابل اين دو اقليم در شمال اقليم ششم و هفتم است كه بسبب سرماى سخت ، ساكنان آن نواحى سفيد پوست ميباشند زيرا خورشيد در افق ايشان هميشه در دايرهء رؤيت چشم يا نزديك به آنست و بمرحلهء تقابل و نزديك به آن نميرسد و در نتيجه از گرما ميكاهد و در سراسر فصول بر شدت سرما افزوده مىشود و بدين سبب مردم آن ناحيه‌ها سپيد پوست بار ميآيند و اين وضع موجب كم مويى بدن ايشان مىشود و گذشته از اين ، سرماى مفرط آن نواحى اقتضا مىكند كه مردم داراى چشمهاى كبود ( سبز ) و پوست خال خال ( كك مك ) و موهاى طلايى ميشوند و حد وسط ميان اين دو منطقه اقليمهاى سه‌گانهء پنجم و چهارم و سوم است . مردم اين اقليمها از اعتدالى كه خاصيت حد وسط است بهرهء كامل دارند و اقليم چهارم از همهء اقليمها معتدل‌تر است ، زيرا چنان كه ياد كرديم بيش از همهء اقليمها در حد وسط قرار گرفته است و از اين رو ساكنان آن بمقتضاى خاصيت هواى آن اقليم در نهايت اعتدال خلقت و خوى ميباشند و بدنبال آن از دو سوى اقليم سوم و پنجم است . اين دو اقليم هر چند از لحاظ واقع شدن در حد وسط بنهايت كمال نرسيده‌اند زيرا يكى از آنها اندكى بجنوب گرم و ديگرى بشمال سرد منحرف است ولى در عين حال دو اقليم مزبور هم بنهايت انحراف نرسيده‌اند و اقليمهاى چهارگانهء ديگر چون انحراف دارند ساكنان آنها هم در خلقت و خوى منحرف‌اند . چنان كه مردم اقليم اول و دوم بسبب گرما سياهپوست‌اند و اهالى اقليم ششم و هفتم به علت سرما سپيد پوست ميباشند و ساكنان جنوب يعنى دو اقليم اول و دوم را بنامهاى حبشيان و زنگيان و سودان ميخوانند