بتركان مىباشد و مبدأ آن در ناحيهء شمال شرقى بخش ششم همين اقليم و ناحيهء جنوب باخترى اين بخش بود كه از بالاى اقليم ششم بدان وارد مىشود . و در ناحيهء خاورى بخش بقيهء نواحى بسجرت ( باشگير ) و سپس دنبالهء سرزمين منتنة است كه تا آخر خاور بخش امتداد دارد و در آخر بخش از جهت شمال كوه قوقياى محيط واقع است كه از باختر بخاور آن متصل است . و در جنوب باخترى بخش هشتم اين اقليم محل پيوستگى سرزمين منتنه است و در خاور آن سرزمين محفور [ 1 ] است كه از شگفتىهاى جهان بشمار ميرود چه شكافتگى و درهاى عظيم و پرتگاهى ژرف است و جوانب آن به حدى عميق مىباشد كه رسيدن بقعر آن دشوار و ممتنع است . نشانهء آبادانى و عمران آن در روز دودهايى است كه از عمق آن بر ميخيزد و در شب روشناييها است كه گاه ميدرخشد و گاه نهان مىشود و گويا در آن رودى ديدهاند كه آن را از جنوب بشمال به دو قسمت تقسيم مىكند و در ناحيهء خاورى اين بخش نواحى ويرانيست كه هم مرز سد ميباشند و در آخر شمال آن كوه قوقيا است كه از شرق بغرب امتداد يافته است . و در جانب باخترى بخش نهم اين اقليم بلاد خفشاخ يا قفجق ( قبجاق ) است كه كوه قوقيا ، هنگامى كه از شمال آن نزديك درياى محيط خميدگى پيدا مىكند ، آن را در بر مىگيرد و از وسط بخش بسوى جنوب با انحراف بخاور امتداد مىيابد و آنگاه در بخش نهم اقليم ششم نمودار مىشود و از آن هم ميگذرد و در وسط آن ناحيه سد يأجوج و مأجوج ديده مىشود كه آن را ياد كرديم . و در ناحيهء شرقى اين بخش سرزمين يأجوج است كه در پشت كوه قوقيا ديده مىشود و مشرف بر دريا مىباشد .
سرزمينى كم پهنا و دراز است كه از سمت خاور و شمال كوههاى مزبور بر آنها احاطه يافته است . و سرتاسر بخش دهم اين اقليم را آب فرا گرفته است . اينست پايان سخن ما دربارهء جغرافيا و اقليمهاى هفتگانهء آن و در آفريدن آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز نشانههايى براى جهانيانست [ 2 ] .
هامش
[ 1 - ) ]TerrainCreux، محفور شهريست بر كنار درياى روم كه در آن فرشها بافند و بسط محفورى بدان منسوبست ( منتهى الارب ) .
[ 2 - ) ] و فى خلق السماوات و الارض و اختلاف الليل و النهار لآيات للعالمين ، ولى اصل آيهء 187 در سورهء آل عمران . . . لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ 3 : 190 است .