نيم منتهى ميشوند .
و براى كوتاهترين روز و شب بايد مقدارى را در نظر گرفت كه پس از اين اعداد از مجموع بيست و چهار ساعت زمان شب و روز باقى ميماند ، زمانى كه گردش كامل كره مىباشد . پس تفاوت اين اقليمها با يك ديگر در درازترين شبها و روزها نيم ساعت است كه از آغاز هر اقليم در ناحيهء جنوب تا پايان آن در ناحيهء شمال بتدريج رو بفزونى مىرود بر اجزاى آن بعد تقسيم ميگردد .
و اسحاق بن حسن خازنى [ 1 ] بر آنست كه عرض آن نواحى معمور كه در ماوراى خط استواست شانزده ساعت و بيست و پنج دقيقه است و درازترين شب و روز آن سيزده ساعت مىباشد و عرض اقليم نخستين و ساعات روز و شب آن برابر با عرض و ساعات همان نواحى در ما وراء خط استوا است و عرض اقليم دوم بيست و چهار درجه و درازترين شب و روز آن در آخر اقليم سيزده ساعت و نيم است و عرض اقليم سوم سى درجه و شب و روز آن چهارده ساعت و عرض اقليم چهارم سى و شش درجه و شب و روز آن چهارده ساعت و نيم و عرض اقليم پنجم چهل و يك درجه و شب و روز آن پانزده ساعت و عرض اقليم ششم چهل و پنج درجه و شب و روز آن پانزده ساعت و نيم و عرض اقليم هفتم چهل و هشت درجه و نيم و شب و روز آن شانزده ساعت است .
سپس عرض قسمت آخر نواحى معمور ماوراى اقليم هفتم به شصت و سه درجه منتهى مىشود و مقدار درازترين شب و روز آن بيست ساعت است .
و بزرگان ديگر دانش هيئت بجز اسحاق خازنى بر آنند كه عرض نواحى ماوراى خط استوا شانزده درجه و بيست و هفت دقيقه است و عرض اقليم نخستين بيست درجه و پانزده دقيقه و عرض اقليم دوم بيست و هفت درجه و سيزده دقيقه و از سوم سى و سه درجه و از چهارم سى و هشت درجه و نيم و از پنجم چهل و سه درجه و از ششم چهل و هفت درجه و پنجاه و سه دقيقه و بقول برخى چهل و شش درجه و پنجاه دقيقه و از هفتم پنجاه و يك درجه و پنجاه و سه دقيقه است .
هامش
[ 1 - ) ] در متنهايى كه در دسترس نگارنده بود كسى بدين نام و نسب ديده نشد كه در علم هيئت استاد باشد و احتمال مىرود منظور ابو الفتح خازنى باشد كه در قرن 6 هجرى ميزيسته و نام وى در اعلام المنجد و گاهنامهء سيد جلال سال 1311 و لغت نامهء دهخدا و ديگر منتها آمده است .