دو سوى از باختر بخاور پيوسته است و ميان اين ناحيهء معمور و دريا از دو سوى ويرانى وجود ندارد . و گويند خط و همى استوا در اين ناحيه از باختر بخاور ميگذرد و اين خط روبروى دايرهء معدل النهار است ، آنجا كه دو قطب فلك بر اين افق مبدأ عمران و آبادانى را نشان ميدهد و تا نواحى پس از آن در شمال ادامه مىيابد . و بطليموس گويد بلكه پس از آن خط نيز در جهت جنوب آبادانى وجود دارد .
و آن را بعرض بلد سنجيده است چنان كه در آينده نيز از آن بحث خواهيم كرد .
و بعقيدهء اسحاق بن حسن خازنى كه از پيشوايان اين دانش است در ماوراى اقليم هفتم نيز آبادانى و عمران ديگريست و آن را بعرض بلدش سنجيده است چنان كه ياد خواهيم كرد ] [ 1 ] سپس بايد دانست كه حكيمان گذشته اين ناحيهء معمور را در جهت شمال به اقليمهاى هفتگانه تقسيم كردهاند و چنان كه در پيش ياد كرديم اين تقسيم از روى خطوط وهمى است كه از باختر بخاور ميگذرند و عرضهاى هر يك در نظر حكيمان ياد كرده متفاوتست و ما در آينده بتفصيل درين باره گفتگو خواهيم كرد ، بنابر اين اقليم نخست از مغرب به مشرق ميگذرد و حد جنوبى آن خط استوا است و در جنوب آن بجز همان آبادانى كه بطليموس بدان اشاره كرده چيزى نيست و پس از آن جز دشتهاى بىآب و گياه و ريگزارها هيچ نيست چنان كه گويى سرتاسر اين اقليم ويران است و بدنبال اقليم نخست از سوى شمال به ترتيب اقليمهاى دوم و سوم تا هفتم است و اقليم هفتم پايان آبادانى از جهت شمال مىباشد و در ماوراى آن بجز دشتهاى بىآب و گياه چيزى نيست تا بدرياى محيط منتهى مىشود ، چنان كه كيفيت ماوراى اقليم نخستين در جهت جنوب نيز بر همين منوالست ولى نواحى نامسكون در جهت شمال بدرجات از جهت جنوب كمتر است [ 2 ] [ و اما دربارهء عرضها و نصف النهارهاى اين اقليمها بايد بدانيم كه دو قطب كره در خط استوا بر افق از باختر بخاور آن ميباشند و خورشيد در مقابل رؤوس اهله واقع مىشود چنان كه اگر عمران به جهت شمال دور شود قطب
هامش
[ 1 - ) ] تا اينجا از چاپ كاترمر ترجمه شد و قسمت پس از آن در تمام چاپها هست ولى در نسخهء كاترمر باز هم اضافاتى وجود دارد كه ما آن را اصل قرار داديم .
[ 2 - ) ] از اينجا ببعد نيز تنها در چاپ كاترمر وجود دارد .