تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
در بدست آوردن راهها و وسايل آنست از آن رو كه خداوند انسان را چنان آفريده كه در زندگى و بقاى خود نياز به غذا دارد و هم خدا او را به خواستن و جستن آن رهبرى فرموده است . چنان كه خداى تعالى فرمايد : هر چه را آفريد خلقتش را بوى بخشيد و آنگاه او را راهنمائى كرد [ 1 ] ديگر از تمايزات انسان عمران يا اجتماع است يعنى با هم سكونت گزيدن و فرود آمدن در شهر يا جايگاه اجتماع چادرنشينان و دهكده‌ها براى انس گرفتن به جماعات و گروه‌ها و بر آوردن نيازمنديهاى يك ديگر چه در طبايع انسان حس تعاون و همكارى براى كسب معاش سرشته شده است ، چنان كه اين موضوع را بيان خواهيم كرد . عمران ( اجتماع ) گاهى به صورت باديه‌نشينى است بدانسان كه در پيرامون آباديها و كوهستانها يا در بيابانها و دشتهاى دور از آبادانى و در سكونت‌گاه‌هاى كنار ريگزارها بسر مىبرند . و گاه به شكل شهرنشينى است كه در شهرهاى بزرگ و كوچك و دهكده‌ها [ 2 ] و خانه‌ها سكونت ميگزينند و خويش را بوسيلهء ديوارها و حصارهاى آنها از هر گزندى مصون ميدارند و براى اجتماع در هر يك از اين كيفيات اجتماعى پيش آمدها و تحولات ذاتى روى ميدهد . بنابر اين ناگزير درين كتاب سخن را به شش فصل تقسيم ميكنيم : نخست : در عمران ( اجتماع ) بشرى بطور كلى و انواع گوناگون اجتماعات و سرزمينهاى آبادان و مسكونى كه اين اجتماعات در آنها تشكيل يافته است . دوم : در عمران ( اجتماع ) باديه‌نشينى و بيان قبيله‌ها و اقوام وحشى . سوم : در دولتها و خلافت و پادشاهى و ذكر مناصب و پايگاههاى دولتى . چهارم : در عمران ( اجتماع ) شهرنشينى و شهرهاى بزرگ و كوچك . پنجم : در هنرها و معاش و كسب و پيشه و راههاى آن .
هامش
[ 1 - ) ] أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى 20 : 50 . س : طه آ : 52 . [ 2 - ) ] ترجمهء « مداشر » كه در اغلب چاپها « مداثر » است ولى دسلان مداشر را ترجيح داده و مينويسد اين كلمه هم اكنون در الجزيره متداولست و جمع دشره مىباشد چون : مواجد جمع وجدة ( حاشيهء دسلان ، ص 84 ج 1 ) . در « ينى » نيز مداشر است .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 75 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى