و ليكن نقاب از چهرهء حقايق نمىگشايد و با براهين طبيعى پرده از روى وقايع بر نميگيرد ، بلكه مطالب آن نقل و تلفيقى موعظهوار و پند آميز است و گويى او در گرد هدف گام نهاده ولى بدان وارد نشده و به منظور خود نرسيده و مسائل اين فن را بطور كافى و جامع شرح نداده است . و خداى مرا بدرك اين هدف ، الهامى بكمال بخشيده و بر دانشى آگاه كرده است كه بتوانم آنچه را در ماهيت اين فن هست بيازمايم و اخبار يقين را بدست آورم .
بنابر اين اگر مسائل آن را بكمال بياورم و امثال و نظاير آن را از ديگر فنون باز شناسم توفيق و هدايتى از جانب خداى خواهد بود . و اگر در شمردن مسائل آن نكتهاى فوت شود و آن را بمسائل ديگر اشتباه كنم ، بر خوانندهء محقق است كه در اصلاح آن بكوشد ولى فضل تقدم به من اختصاص دارد چه من راه و روش تحقيق را گشوده و آن را براى ديگران روشن و آشكار ساختهام و خداى هر كه را بخواهد بنور خود راه مينمايد [ 1 ] و ما هم اكنون در اين كتاب آنچه را در اجتماع بشر روى ميدهد مانند عادات و رسوم اجتماع در كشور و پيشهها و دانشها و هنرها ، با روشهاى برهانى آشكار ميكنيم ، چنان كه شيوهء تحقيق در معارف خصوصى و عمومى روشن شود و بوسيلهء آن وهمها و پندارها بر طرف گردد و شكها و دودليها زدوده شود و بدينسان گفتار خود را آغاز ميكنيم :
انسان از ديگر جانوران بخواصى متمايز است كه بدانها اختصاص يافته است مانند دانشها و هنرهايى كه نتيجهء انديشهء اوست و بدان از جانوران ديگر باز شناخته مىشود و با اتصاف بدان بر ديگر آفريدگان برترى و بزرگى مىيابد ، و همچون نيازمندى به فرمانروايى حاكم و رادع و پادشاهى قاهر چه بىداشتن چنين نيرويى ممكن نيست در ميان همهء جانوران ديگر موجوديت يابد و آنچه دربارهء زنبور انگبين و ملخ گفته مىشود اين تمايز انسانى را نقض نميكند زيرا هر چند اين جانوران در اين خصوص مشابه انساناند ولى كارهاى آنان بروشى الهامى است نه از راه انديشه و تفكر . و ديگر از تمايزات انسان نسبت بجانوران كوشش و كار در راه معاش و تلاش
هامش
[ 1 - ) ] اشاره به : يَهْدِي الله لِنُورِهِ من يَشاءُ 24 : 35 . س : النور ، آ : 35