اجمال را خواهد ديد ، و خدا ما را بر آنها آگاه كرده است بىآنكه از دستورهاى ارسطو يا سخنان موبدان استفاده كرده باشيم . همچنين در سخنان ابن مقفع و مطالبى كه در ضمن رسالههاى خويش ميآورد بسيارى از نكات و مسائل سياسى كتاب ما را ميتوان يافت ولى نه آنچنانكه ما آنها را با برهان و دليل ياد كردهايم بلكه او سخنان خويش را بشيوهء خطابه متحلى ساخته و اسلوب نامهنگارى و بلاغت سخن را به كار برده است .
و هم قاضى ابو بكر طرطوشى در كتاب سراج الملوك در پيرامون اين هدف دور مىزند و كتاب خود را به ابوابى تقسيم كرده است كه نزديك به ابواب و مسائل اين كتاب ماست ولى او در كتاب خود بحقيقت مطلب دست نيافته و روش درستى بر نگزيده است ، مسائل را بطور كافى نياورده و دلايل را روشن نكرده است . بابى براى مسائل باز مىكند اما در مسائل داخل نمىشود . سپس احاديث و اخبار بسيار ميآورد و كلمات قصار و گوناگون حكيمان ايران مانند بزرگمهر و موبدان و گفتههاى حكيمان هند و روايات منقول از دانيال و هرمس و ديگر بزرگان اخلاق را نقل مىكند
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: ابن خلدون
ص٧٣