ترازويى است ميان مردم كه پروردگار آن را نصب كرده و عهدهدارى براى آن گماشته است كه پادشاه است . و از سخنان انوشيروان نيز به عين در همين معنى بدينسان آمده است كه : كشور بسپاه و سپاه بدارايى و دارايى بخراج و خراج بآبادانى و آبادانى بداد استوار گردد و داد وابسته بدرست كردارى كارگزاران و درست كردارى كارگزاران براست كردارى وزيران است و برتر از همه ، پژوهش پادشاه از چگونگى زندگى مردم بتن خويش و توانايى وى بر رهبرى كردن است تا او فرمانرواى مردم گردد نه آنان بر او چيره شوند .
و در كتاب منسوب به ارسطو دربارهء سياست كه در ميان مردم متداول است قسمت شايستهاى دربارهء اجتماع است ولى كامل نيست و از لحاظ براهين ، حق مطلب ادا نشده و آميخته بمطالب ديگريست . و او درين كتاب بكلماتى كه آنها را از موبدان و انوشيروان نقل كرديم اشاره كرده و آنها را در دايرهاى بهم پيوسته تنظيم كرده است كه شامل مهمترين اندرزهاست بدينسان :
جهان بوستانى است كه ديوار آن دولت است و دولت قدرتى است كه بدان دستور يا سنت زنده مىشود و دستور سياستى است كه سلطنت آن را اجرا مىكند و سلطنت آيينى است كه سپاه آن را يارى ميدهد و سپاه يارانى باشند كه ثروت آنها را تضمين مىكند و ثروت روزييى است كه رعيت آن را فراهم ميآورد و رعيت بندگانى باشند كه داد آنها را نگهميدارد و داد بايد در ميان همهء مردم اجرا شود و قوام جهان بدانست و جهان بوستانى است [ 1 ] . . . سپس دايره آغاز مىشود و اينها هشت دستور حكمت آموز و سياسى است كه يكى به ديگرى پيوسته است و پايان آنها بآغازشان باز ميگردد و در يك دايره بهم مىپيوندند كه كرانهء آن معين نيست . ارسطو از آگاهى يافتن بر اندرزها افتخار مىكند و فوايد آنها را بزرگ ميشمارد .
و اگر خواننده سخنان ما را در فصل دولتها و پادشاهى بدقت بخواند و به شايستگى و از روى فهم و تأمل بينديشد ، در اثناى آن بتفسير اين دستورها دست خواهد يافت و بطور كامل و آشكار با بيانى جامعتر و دلايلى روشنتر تفصيل اين
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » مطالب : جهان بوستانى است از ص 19 ص 72 تا س اول اين صفحه به صورت دايرهاى بدينسان آمده است :