يابد ، ولى شايد حكيمان در اين باره توجه به نتايج كردهاند و چنان كه ديديم نتيجهء اين علم تنها دربارهء اخبار است و هر چند مسائل آن بذاته و بخصوص خود شريف است ، ولى نتيجهاش كه تصحيح اخبار است ضعيف مىباشد و به همين سبب آن را فرو گذاشتهاند . و خدا داناتر است و داده نشديد از دانش مگر اندكى [ 1 ] و از اين فنى كه انديشيدن و تأمل در آن بر ما آشكار شده است ، مسائلى مىيابيم كه دانشمندان علوم مختلف بطور فرعى يا عرضى آنها را در ضمن براهين دانشهاى خويش مورد بحث قرار دادهاند و آنها از نظر موضوع و مقصد از جنس مسائل اين فن ميباشند مانند آنچه حكيمان و عالمان در اثبات نبوت ياد ميكنند و ميگويند : بشر در عالم وجود با هم تعاون دارند و در اين باره به حاكم و رادع نيازمندند ، و مانند آنچه عالمان اصول فقه در اثبات لغات ميآورند و ميگويند : مردم به حكم طبيعت تعاون و اجتماع بتعبير مقاصد خويش با يك ديگر نيازمندند و بيان عبارات سهلترين راه است ، و مانند گفتار فقيهان در تعليل مقاصد احكام شرعى كه گويند زنا سبب آميختگى نسبها و تباه كنندهء نوع است و قتل نيز مايهء تباه كردن نوع مىباشد و ستمگرى منجر بويرانى اجتماع و منتهى بتباهى نوع مىشود و ديگر مقاصد شرعى در خصوص احكام كه همهء آنها مبنى بر محافظت اجتماع است .
بنابر اين در علوم مزبور بكيفيات و احوال اجتماع توجه داشتهاند چنان كه از مثالهايى كه دربارهء مسائل مزبور آورديم اين نكته آشكار مىشود .
همچنين اندكى از مسائل اين فن ( علم اجتماع ) را در كلمات متفرق حكيمان خلق مىيابيم ولى آنها بطور كامل بموضوع توجه نكردهاند ، از آن جمله در گفتار موبدان [ 2 ] به بهرام بن بهرام در حكايت بوم ( جغد ) كه مسعودى آن را نقل كرده است چنين مىيابيم : اى پادشاه ، نيرومندى و ارجمندى كشور كمال نپذيرد جز بدين و كمر بستن بفرمانبرى از خدا و كار كردن به امر و نهى او و دين قوام نگيرد جز به پادشاه و پادشاه ارجمندى نيابد جز بمردان ( سپاهيان ) و مردان قوام نگيرند جز به ثروت و به ثروت نتوان راه يافت جز بآبادانى و به آبادانى نتوان راه يافت جز به داد و داد
هامش
[ 1 - ) ] وَ ما أُوتِيتُمْ من الْعِلْمِ إِلّا قَلِيلًا 17 : 85 . س : 17 ، آ : 87 .
[ 2 ] نظامى شاعر نامور حكايت را به انوشيروان منسوب داشته است . رجوع به ص 571 همين جلد شود .